نقد فیلم «مایکل»؛ اسطورهی پادشاه پاپ پا میگیرد • پامپا

مایکل جکسون برای هر طرفدار موسیقی، افسانهای است؛ افسانهای کمتر شناختهشده که زندگیاش همواره در سایهی حواشی بوده است. شکی نبود که بالاخره هالیوود روزی سراغ ساخت فیلم زندگینامهای او خواهد رفت؛ فیلمی که توقع داشتیم مانند پادشاه پاپ، دنیای فیلم و موسیقی را تکان دهد. اما فیلم «مایکل» (Michael)، خلاف کسی که زندگینامهاش را تعریف میکند، نمیتواند برگی را بر شاخهی درخت تکان دهد؛ چه رسد به دنیای فیلم و موسیقی. حتی اگر از «مایکل» توقع «الویسِ» دیگری نداشته باشید، فیلم تازه نه چیزی دربارهی زندگیِ پرحاشیهی این هنرمند به طرفداران اضافه میکند، نه موفق شده عظمت و شکوه زندگیِ او را به تصویر بکشد. فیلم «مایکل» با تمرکز بر روزهای آغازین پادشاه پاپ در گروه «جکسون فایو»، عملاً شما را منتظر اوجی میگذارد که هیچوقت به آن نمیرسد. در نقد فیلم «مایکل» بیشتر به این مشکل میپردازم.
هشدار! در نقد فیلم «مایکل» خطر لو رفتن داستان وجود دارد
نقد فیلم «مایکل»؛ از آغاز تا پایان جکسون فایو

شاید عصر طلایی موسیقی پاپ تمام شده باشد، اما دوران مایکل جکسون هیچوقت تمام نمیشود. «مایکل» ولی نمیتواند این وجه بیزمان و بیمکان بودنِ شخصیتی چون مایکل جکسون را بازآفرینی کند. فیلمِ آنتوان فاکوآ، کارگردانی که در سبک واقعگرایانه استاد شده و بزرگترین دستاوردش فیلم «روز تعلیم» (Training Day) و موزیک ویدیوی کولیو «Gangsta’s Paradise» است، با اتخاذ رویکردی مشابه برای «مایکل»، تمام زرق و برق لازم برای به تصویر کشیدن زندگی کسی که لقب «پادشاه پاپ» را بر دوش میکشد، از بین برده است. البته کودکیهای مایکل اغلب از این زرق و برقها تهی بوده، اما فیلم تازه با پیروی از تمام کلیشههای فیلمهای زندگینامهای، شبیه بوهمین راپسودیها (Bohemian Rhapsody)، ناشناختهی کاملها (A Complete Unknown) و اسپرینگستینهایی (Springsteen: Deliver Me from Nowhere) است که اخیراً هر سال بخش مهمی از گیشه را پر کردهاند.
«مایکل» هم جدیدترین محصول هالیوود است که روی موج فیلمهای زندگینامهای مانور میدهد. بدون نگرشی عمیق به درون زندگی و شخصِ مایکل و با اتکا به سکانسهایی که تنها برای خوشایند مخاطبان و نزدیکانِ مایکل در فیلم گنجانده شدهاند، «مایکل» نمیتواند انتظاراتتان را از فیلمی دربارهی مهمترین ستارهی پاپ برآورده کند.

فیلم «مایکل» با کودکیهای این هنرمند آغاز میشود؛ با پسرکی (جولیانو کرو والدی) از خانوادهای پرجمعیت در ایندیانا که که اولین قدمهای خود را در صنعت موسیقی با گروه جکسون فایو برمیدارد؛ آن هم تحت نظارت سرسختانهی پدرش، جوزف جکسون (کولمن دومینگو) که میتوانید او را آنتاگونیست داستان در نظر بگیرید. پدر از پسرانش، که گروه جکسون فایو را شکل میدهند، توقع اطاعتِ کامل دارد و ارادهاش را به هر طریقی اعمال میکند؛ حتی شده با کتک زدن فرزندانش. مایکل تحت این ظلم قرار گرفته، اما مصمم است که آرزوی پدرش را محقق کند و از دل زندگی در یک خانوادهی سیاهپوست کارگری، برای خودش زندگی بهتری بسازد.
آهنگهایی چون «ABC» و «I’ll Be There» محبوبیت گروه را افزایش میدهند. اما درخشش مایکل نمیتواند در سایهی گروه قرار گیرد. اینجاست که کوینسی جونز (کندریک سیمپسون) به عنوان تهیهکننده وارد داستان میشود و آلبوم سولوی مایکل، «Off the Wall» با آهنگهای پرطرفداری چون «Don’t Stop ‘Til You Get Enough» سروصدای زیادی به پا میکند. سپس نوبت به «Thriller» و «Billie Jean» میرسد که با خود شهرت و آزادی زیادی برای مایکل میآورند. فیلم اینجا تمام میشود.
آزادی کلیدواژهی پررنگی است که «مایکل» با موتیفهای بصری بر آن تمرکز میکند. از همان نماهای آغازین فیلم، مایکلِ جوان را میبینیم که از پنجره کودکان همسن خود را در خیابان تماشا میکند. شور و اشتیاق تمام وجود او را فراگرفته، شوری که در نهایت مایکل را به مسیر درخشش هدایت خواهد کرد؛ اما پیش از آن شخصیت پدر با مشت آهنین خود، به عنوان مانع بر سر راه این آزادی و درخشش قرار دارد. با اینکه موفقیت اولیهی جکسون فایو مدیون اوست، حتی این موفقیت به قیمت خشونت و مجازات به دست آمده است و مایکل آرزوی آزادی از آن را دارد؛ آزادی از پدرش و از قراردادهای متعصبانهی جامعهی آن روزهای امریکا که حتی اجازه نمیداد ویدیوهای یک خوانندهی سیاهپوست در MTV پخش شود.
داستانی که ناتمام میماند

فیلم «مایکل» را تنها میتوان در حد یک مقدمه در نظر گرفت؛ پیشغذا برای غذای اصلی. البته فاکوآ و استودیو لاینزگیت (Lionsgate)، تأیید کردهاند که دنبالهی آن در راه است. فاکوآ پیشتر گفته بود که به اندازهی کافی فیلمبرداری کرده بودند که کل داستان زندگی مایکل را پوشش دهد. اما تصمیم گرفتند کاتِ سه ساعت و نیمهی اولیه را به دو بخش تقسیم کرده و از آن دو فیلم بیرون بیاورند؛ تصمیمی که بیش از توجیهات روایی، توجیهات گیشهای دارد.
همین حالا و قریب به یک میلیارد دلار بعد، «مایکل» یک قدم بیشتر تا تبدیل شدن به پرفروشترین فیلم زندگینامهای تاریخ فاصله ندارد. «مایکل» پس از «اوپنهایمر» (Oppenheimer) دومین فیلم پرفروش زندگینامهای تاریخ است و بعد از «بوهمین راپسودی»، پرفروشترین فیلم زندگینامهای تمام دوران دربارهی یک موزیسین. اما آیا باکس آفیس، ارزش نابود کردن داستانِ زندگی مایکل جکسون را داشت؟

شاید انتظار از فیلم برای آنکه بتواند جادو و عظمت مایکل جکسون را زنده کند، انتظارِ بیهودهای بوده است؛ مخصوصا که تهیهکنندگان پشت «بوهمین راپسودی» فیلم «مایکل» را ساختهاند. اما مایکل استحقاق فیلمی در حد و اندازههای «الویسِ» باز لورمن داشت؛ فیلمی که با زاویه دید متفاوتی سراغ زندگی این هنرمند میرود، در ابعاد تازهای از شخصیت او عمیق میشود، یا حداقل دستاورد بصری آن شایستهی نام مایکل جکسون میبود. اما «مایکل» قربانی خط قرمزها شده است؛ خط قرمزهایی که اگر شکسته میشدند، برای خیلیها بد میشد.
«مایکل» به جای یک خط داستانی قوی، ترجیح میدهد با قلقلک نوستالژی بیننده، طرفداران و این خیلیهایی که من و شما نمیدانیم دقیقا چه کسانی هستند را راضی نگه دارد. مایکل جکسون، شخصیتی پیچیده، بااستعداد و بسیار بحثبرانگیز بود که ردپای او بر موسیقی پاپ و جهان غیرقابل انکار است، اما فیلم «مایکل» علاقهای به نشان دادن آن به ما ندارد. آنطور که آخر فیلم آمده، داستانِ مایکل هنوز تمام نشده و به نظر میرسد فاکوآ تمام بحثها و حاشیهها را برای فیلم دوم در آبنمک گذاشته است.
جعفر جکسون، ستارهای که سزای ستایش دارد

اگر جادویی در فیلم مانده، همه صدقهسر جعفر جکسون است که دستکشهای سفید مایکل را به دست و با اعتماد پا در کفش مایکل کرده است. با توجه به جایگاه پادشاه پاپ در فرهنگ عامه، آدمهای زیادی دست به تقلید از مایکل زدهاند. اما جعفر جکسون شبیه هیچکدام از مقلدهای مایکل نیست. تقلید از مایکل جکسون، رقص و خوانندگی او، تقریبا برای هرکسی خودکشیِ حرفهای به حساب میآید. اما جعفر جکسون، برادرزادهی هنرمند فقید که برای اولین بار است جلوی دوربین ظاهر میشود، کسی است که میتوانید به راحتی او را در نقش مایکل بپذیرید. از رقص گرفته تا صدا و حضورش روی صحنه، جعفر کاملا در پوست مایکل فرورفته است. او حتی حالات چهره و حرکات مایکل را که با هر دوره تغییر میکند، بازسازی کرده. مایکل در آغاز خجالتی است، اما با پیشرفت فیلم، اعتماد به نفس بیشتری مییابد.
بهترین لحظات فیلم زمانهایی هستند که میدان به جعفر داده میشود تا حاصل تمام تمرینات خود را روی صحنه بریزد. صحنههای موسیقی و رقص در این فیلم به خوبی ترکیببندی و با مهارت فیلمبرداری شدهاند. دیان بیبی، فیلمبردار برندهی اسکار برای فیلم «خاطرات یک گیشا» (Memoirs of a Geisha)، فیلمبرداری «مایکل» را بر عهده داشته و این سکانسهای رقص را با تمام جنب و جوش و انرژی مایکل به تصویر کشیده است. تیم طراحی لباس نیز با جزئیات فراوان آیتمهای آشنای مایکل، مثل دستکشهای پولکدوزیشدهاش و ژاکتهای مدل نظامیاش را بازسازی کردهاند که در نهایت اجرای جعفر را ارتقاء میدهند. اجرای جولیانو کرو والدی هم جای تقدیر و تحسین دارد که نقش کودکیهای مایکل را با مهارت و استعداد خارقالعاده به نمایش میگذارد.
نکات مثبت
- طراحی صحنه و لباس
- اجرای تأثیرگذار جعفر جکسون
- فیلمبرداری دیان بیبی به ویژه در سکانسهای اجرای مایکل
نکات منفی
- ساختار روایی کلیشهای
- نیمهکاره گذاشتن داستان زندگی مایکل
- پرهیز از عمیق شدن در شخصیت مایکل جکسون
مایکل جکسون تنها با میزان موفقیتها یا نقاط عطف زندگی او تعریف نمیشود. در واقع، برای رسیدن به کیستی مایکل، نمیتوانید صرفا به دادهها و نقاط عطف زندگی او اتکا کنید. یک فیلم زندگینامهای درست و درمان باید ما را به درون این آدم میبُرد؛ به عمق افکارش، اینکه چطور فکر میکرد، چرا اینگونه فکر میکرد. حتی با احتساب تقسیم داستان به دو بخش، «مایکل» میتوانست فیلمی باشد دربارهی پسری بینام و نشان که قدرت فوقالعادهای به دست میآورد، مدام میکوشد از آن به سود دیگران (و نه خودش) بهره ببرد، اما هربار به او خیانت میکنند و او هم هربار بیشتر آسیب میبیند.
«مایکل» در ظاهر یک فیلم استاندارد است؛ پایبند به ساختار روایی کلاسیک فیلمهای زندگینامهای. اما وقتی در انگیزهها، شخصیتها و جزئیات دقیق میشوید، کاستیها خودشان را نشان میدهند. امیدوارم «مایکل» درسی باشد برای سم مندز که میخواهد فیلمهای زندگینامهای بیتلز را کارگردانی کند. هنرمندانی چون مایکل جکسون و بیتلز فراتر از تصویر اسطورهای در رسانهها هستند و نباید به این چهرهی ایدهآل تقلیل پیدا کنند. یک فیلم زندگینامهای خوب به همان اندازه که دربارهی بازتاب این تصویر اسطورهای است، دربارهی انسانیتی است که پشت آن خوابیده و این دقیقا همان چیزی است که «مایکل» از ارائهاش باز میماند.
شناسنامه فیلم «مایکل» (Michael)
کارگردان: آنتوان فاکوآ
نویسنده: جان لوگان
بازیگران: جعفر جکسون، نیا لانگ، کولمن دومینگو، مایک مایرز، مایلز تلر
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده و انگلستان
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۷.۶ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۳۸٪
خلاصه داستان: «مایکل» با بازگشت به روزهای کودکی مایکل جکسون، او را در خانوادهی پرجمعیتاش نشان میدهد. در کنار برادرانش تحت هدایت سفت و سخت پدرش جوزف جکسون، مایکل در گروه جکسون فایو ارتقاء مییابد و آهنگهای به یاد ماندنی ضبط میکند. اما او آرزوی استقلال دارد، آرزوی درخشش فارغ از سایهی سنگین پدرش. اینجاست که تهیهکنندگانی چون کوینسی جونز با همکاری خود با مایکل، این هنرمند را به آرزویش نزدیکتر میکنند…
نقد فیلم «مایکل» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع پامپا نیست.
منبع: پامپا





