از دیوار چین تا مرگ در فضا؛ 5 افسانه فضایی جنجالی که ناسا آنها را رد کرد – پامپا

بشریت هنوز فاصله بسیار زیادی تا استعمار و سکونت دائمی در دیگر سیارهها دارد، اما این موضوع هرگز مانع از تلاش بیوقفه ما برای کشف ناشناختههایی که فراتر از مرزهای سیاره زمین قرار دارند نشده است. انسانها از دیرباز به آسمان نگاه کردهاند و همواره در تلاش بودهاند تا رازهای کیهان را کشف کنند و بدانند در ورای آنچه با چشم دیده میشود چه چیزهایی نهفته است. با وجود پیشرفتهای چشمگیری که از آغاز عصر فضا تاکنون به دست آمده، هنوز بخش بزرگی از جهان هستی برای ما ناشناخته باقی مانده است.
یکی از مهمترین دستاوردهای بشر در این مسیر، فرود موفقیتآمیز فضانوردان بر سطح ماه در سال 1969 بود؛ رویدادی تاریخی که نشان داد انسان میتواند از مرزهای سیاره خود فراتر برود. با این حال، حتی پس از دههها پژوهش و اکتشاف، همچنان پرسشهای بیشماری درباره منشأ، ساختار و آینده جهان وجود دارد که پاسخی قطعی برای آنها پیدا نشده است.
با پیشرفت فناوریهای نوین، ابزارهای رصدی و سامانههای فضایی هر روز دقیقتر و پیشرفتهتر میشوند و همین موضوع به دانشمندان امکان میدهد تا اطلاعات بیشتری درباره فضای بیرونی به دست آورند. در این میان، پژوهشگران و متخصصان سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا (ناسا) نقش بسیار مهمی در گسترش دانش بشری ایفا کردهاند. این سازمان طی دهههای گذشته با اجرای مأموریتهای متعدد فضایی، کشف پدیدههای جدید و انتشار یافتههای علمی معتبر، به درک بهتر ما از کیهان کمک کرده است. همچنین ناسا توانسته بسیاری از باورهای نادرست و تصورات اشتباهی را که سالها درباره فضا در میان مردم رواج داشتهاند، اصلاح کند و تصویری دقیقتر و علمیتر از جهان پیرامون ما ارائه دهد.
با وجود این دستاوردهای ارزشمند، در برخی بخشهای دولت افرادی وجود دارند که تلاش میکنند بودجه این سازمان پیشگام و تأثیرگذار را کاهش دهند یا منابع مالی آن را به سمت شرکتهای خصوصی هدایت کنند. از جمله این شرکتها میتوان به اسپیسایکس و بلو اوریجین اشاره کرد که در سالهای اخیر حضور پررنگی در حوزه پروازها و پروژههای فضایی داشتهاند. حامیان این رویکرد معتقدند که بخش خصوصی میتواند با سرعت و کارایی بیشتری در زمینه اکتشافات فضایی فعالیت کند، اما بسیاری از دانشمندان و کارشناسان درباره پیامدهای چنین تغییری هشدار میدهند.
خصوصیسازی گسترده اکتشافات فضایی ممکن است در بلندمدت آثار منفی قابل توجهی بر پیشرفت علمی نسلهای آینده داشته باشد. هنگامی که اهداف تجاری بر اهداف علمی اولویت پیدا کنند، احتمال دارد بسیاری از پروژههای تحقیقاتی که سود اقتصادی فوری ندارند کنار گذاشته شوند. در نتیجه، روند کشف دانش جدید و گسترش مرزهای علم میتواند با چالشهای جدی روبهرو شود. اگر برای این نگرانیها به دنبال مدرک هستید، کافی است نگاهی به تاریخ نگاه انسان به آسمان بیندازید. از زمانی که بشر برای نخستین بار به ستارگان خیره شد، باورهای اشتباه و افسانههای فراوانی درباره فضا شکل گرفتهاند. در طول سالها، ناسا با انجام تحقیقات علمی و ارائه شواهد مستند توانسته بسیاری از این تصورات نادرست را رد کند و حقیقت را روشن سازد.
در ادامه میتوان به پنج نمونه از عجیبترین و غیرمنطقیترین افسانهها و باورهای غلط درباره فضا اشاره کرد که ناسا نقش مهمی در رد و بیاعتبار کردن آنها داشته است. با این حال، درباره یکی از جنجالیترین بحثهای منظومه شمسی هنوز اختلافنظرها ادامه دارد. این بحث به وضعیت سیاره پلوتو مربوط میشود؛ جرمی آسمانی که سالها به عنوان نهمین سیاره منظومه شمسی شناخته میشد اما بعدها از فهرست سیارهها خارج شد. اکنون به نظر میرسد حمایتها و تلاشها برای بازگرداندن پلوتو به جایگاه یک سیاره رسمی دوباره در حال افزایش است و این موضوع بار دیگر توجه بسیاری از دانشمندان و علاقهمندان به نجوم را به خود جلب کرده است.
1- خورشید در حال سوختن است

اینکه خورشید بسیار داغ است، یک حقیقت علمی و غیرقابل انکار به شمار میرود. اما پرسش مهم اینجاست که چرا خورشید تا این اندازه داغ است و منشأ این گرمای عظیم چیست؟ اگر از علاقهمندان موسیقی راک اند رول دهه 1960 باشید، احتمالاً با ترانه معروف «Ball of Fire» از گروه تامی جیمز و شاندلز آشنایی دارید. این آهنگ خورشید را به شکل یک «گوی آتشین» در آسمان توصیف میکند و چنین القا میکند که ستاره مرکزی منظومه شمسی چیزی جز یک توده عظیم از آتش نیست. البته، هرچند تامی جیمز را میتوان یکی از هنرمندان برجسته و موفق دنیای موسیقی دانست، اما مسلماً تخصص او در عرصه علم و اخترفیزیک نبوده است!
در واقع، تصور اینکه خورشید یک توپ بزرگ از آتش باشد، از نظر علمی نادرست است. در لایهای از خورشید که به آن فوتوسفر خورشیدی گفته میشود، رشتهها و زبانههایی از پلاسما دیده میشوند که از سطح گازی خورشید به بیرون جهش میکنند و ظاهری شبیه شعلههای آتش به وجود میآورند. همین پدیده باعث شده است که بسیاری از مردم در طول تاریخ تصور کنند خورشید در حال سوختن است. با این حال، خورشید یک گوی آتشین نیست؛ بلکه جرمی عظیم از گازهای بسیار داغ است که انرژی خود را از فرایندی به نام همجوشی هستهای یا گداخت هستهای به دست میآورد.
گرمای خورشید از سوختن مواد و ایجاد شعلههای آتش ناشی نمیشود، بلکه نتیجه واکنشهای هستهای فوقالعاده قدرتمندی است که در مرکز آن رخ میدهند. انرژی تولید شده در این واکنشها به شکل تابش به فضا منتقل میشود و در نهایت به زمین و سایر اجرام منظومه شمسی میرسد. به همین دلیل است که گرمای خورشید ماهیتی متفاوت از گرمای حاصل از آتش دارد. همین موضوع همچنین توضیح میدهد که چرا برخی اجرام فضایی، مانند شهابسنگها، میتوانند حتی پس از ورود به جو زمین بسیار داغ باشند و نباید با دست برهنه لمس شوند.
آنچه گاهی به عنوان «زبانههای آتشین» خورشید توصیف میشود، در حقیقت نتیجه تعامل گرمای شدید خورشید با لایه فوتوسفر و میدانهای مغناطیسی آن است. این پدیدهها بیشتر به جریانهای پلاسما شباهت دارند تا شعلههای واقعی آتش. سازمان فضایی ناسا با استفاده از ماهواره پژوهشی «طیفنگار تصویربرداری ناحیه مرزی» یا IRIS توانسته است جزئیات بیشتری از این فرایندها را بررسی کند. اندازهگیریهای انجام شده توسط این مأموریت نشان دادهاند که دما در بخشهای مختلف جو خورشید تفاوتهای قابل توجهی دارد و آنچه از دور شبیه شعلههای آتش دیده میشود، در واقع بخشی از رفتار پیچیده پلاسما و میدانهای مغناطیسی خورشید است.
هنوز رازهای زیادی درباره خورشید وجود دارد
البته، این توضیحات به این معنا نیست که دانشمندان همه اسرار خورشید را کشف کردهاند. با وجود دههها مطالعه و پیشرفتهای فراوان در زمینه فیزیک خورشیدی، هنوز پرسشهای مهمی وجود دارند که پاسخ قطعی برای آنها پیدا نشده است. یکی از بزرگترین معماهای خورشید به دمای جو آن مربوط میشود.
به طور منطقی انتظار میرود هرچه از سطح خورشید به سمت هسته آن نزدیکتر شویم، دما افزایش پیدا کند؛ زیرا هسته محل وقوع واکنشهای هستهای و منبع اصلی تولید انرژی است. اما مشاهدات علمی نشان دادهاند که برخی از بخشهای جو خورشید، به ویژه تاج خورشیدی، دمایی بسیار بیشتر از سطح قابل مشاهده آن دارند. این موضوع سالهاست که ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده و هنوز توضیح کاملی برای آن ارائه نشده است.
به بیان ساده، در حالی که سطح خورشید دمایی در حدود چند هزار درجه دارد، بخشهایی از جو خارجی آن میتوانند به میلیونها درجه سانتیگراد برسند! این موضوع با انتظار معمول ما از نحوه انتقال گرما سازگار نیست و به همین دلیل یکی از بزرگترین رازهای فیزیک خورشیدی محسوب میشود. پژوهشگران ناسا امیدوارند با ادامه مأموریت IRIS و استفاده از ابزارهای پیشرفتهتر در سالهای آینده، بتوانند علت این پدیده عجیب را شناسایی کنند و درک کاملتری از رفتار این ستاره عظیم و حیاتی به دست آورند.
خورشید نزدیکترین ستاره به زمین است، اما با وجود این نزدیکی، هنوز بسیاری از جنبههای عملکرد آن ناشناخته باقی ماندهاند. به همین دلیل مطالعه خورشید همچنان یکی از مهمترین حوزههای پژوهشهای فضایی به شمار میرود و هر کشف جدید میتواند درک ما از ستارگان و حتی کل جهان هستی را دگرگون کند.
2- میتوان دیوار بزرگ چین را از فضا دید

سالهاست که یک باور مشهور و جذاب در میان مردم جهان وجود دارد که میگوید دیوار بزرگ چین تنها سازه دستساز بشر است که از فضا با چشم غیرمسلح قابل مشاهده است. این داستان آنقدر فراگیر شده که بسیاری از افراد آن را یک حقیقت علمی مسلم میدانند. طبیعی است که چنین ادعایی به خصوص برای مردم چین جذاب باشد، زیرا این تصور را ایجاد میکند که یکی از بزرگترین دستاوردهای معماری و مهندسی تاریخ بشر آنقدر عظیم و باشکوه است که حتی از خارج از جو زمین نیز دیده میشود.
دیوار بزرگ چین یکی از شناختهشدهترین بناهای تاریخی جهان است و قدمت بخشهایی از آن به حدود 2700 سال پیش بازمیگردد. این سازه عظیم در طول قرنها برای اهداف دفاعی ساخته و گسترش داده شد و امروزه به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی و تاریخی چین شناخته میشود. به همین دلیل، بسیاری از مردم دوست دارند باور کنند که چنین بنای شگفتانگیزی توانسته حتی چهره سیاره زمین را از فاصلههای بسیار دور تغییر دهد و از فضا نیز قابل مشاهده باشد.
نکته جالب اینجاست که این ادعا بسیار قدیمیتر از عصر سفرهای فضایی است. در واقع، این باور صدها سال پیش شکل گرفت؛ زمانی که هیچ انسانی هرگز زمین را از خارج از جو آن ندیده بود و امکان سفر به فضا وجود نداشت! بنابراین، کسانی که این ادعا را مطرح میکردند، هیچ راهی برای آزمایش یا اثبات آن نداشتند. این تصور بیشتر بر پایه حدس و گمان و شگفتی ناشی از ابعاد عظیم دیوار شکل گرفته بود تا بر اساس شواهد علمی.
اما اکنون شرایط کاملاً متفاوت است. کشورهای مختلف جهان به فناوریهای پیشرفته فضایی دست یافتهاند و فضانوردان بارها زمین را از مدار و حتی از فواصل بسیار دورتر مشاهده کردهاند. در نتیجه، امروزه اطلاعات و دادههای کافی در اختیار دانشمندان قرار دارد تا بتوانند این ادعا را به طور دقیق بررسی کرده و مشخص کنند که آیا واقعاً دیوار بزرگ چین از فضا دیده میشود یا خیر.
آنچه فضانوردان واقعاً دیدهاند
در جریان مأموریت آپولو 12، فضانورد ناسا، آلن بین، تلاش کرد تا دیوار بزرگ چین را از فضا پیدا کند. او هنگام مشاهده زمین از فاصلهای بسیار زیاد به دنبال این سازه مشهور گشت، اما موفق به دیدن آن نشد. در واقع، نه تنها دیوار بزرگ چین، بلکه هیچ سازه مصنوعی دیگری نیز از آن فاصله قابل تشخیص نبود.
آلن بین بعدها در این باره توضیح داد:
در این مقیاس هیچ شیء ساخته شده توسط انسان قابل مشاهده نیست.
این اظهار نظر از سوی فردی مطرح شد که خود زمین را از فضا مشاهده کرده بود و تجربه مستقیمی در این زمینه داشت. گفته او یکی از مهمترین شواهد علیه این افسانه مشهور به شمار میرود.
با این حال، بحث درباره این موضوع به همین جا ختم نشد. سالها بعد، لروی چیائو، فرمانده ناسا در ایستگاه فضایی بینالمللی، عکسی ثبت کرد که برخی افراد ادعا کردند ممکن است بخشی از دیوار بزرگ چین را نشان دهد. این تصویر توجه زیادی را به خود جلب کرد و دوباره بحث قدیمی درباره قابلیت مشاهده دیوار چین از فضا را زنده کرد.
اما مشکل اینجاست که آن عکس هرگز به عنوان مدرکی قطعی پذیرفته نشد. حتی خود کارشناسان نیز درباره اینکه آیا واقعاً دیوار بزرگ در آن تصویر دیده میشود یا خیر، اتفاق نظر نداشتند. بنابراین این عکس نتوانست به طور قطعی افسانه قدیمی را تأیید کند.
چرا دیدن دیوار بزرگ چین از فضا دشوار است؟
واقعیت این است که دیوار بزرگ چین اگرچه بسیار طولانی است، اما عرض نسبتاً کمی دارد و رنگ آن نیز در بسیاری از مناطق با محیط اطرافش تفاوت چشمگیری ندارد. همین موضوع باعث میشود تشخیص آن از ارتفاعهای بسیار زیاد فوقالعاده دشوار باشد.
برای ثبت تصاویری که در آنها دیوار بزرگ چین به وضوح قابل مشاهده باشد، معمولاً به دوربینهایی با بزرگنمایی بسیار بالا و تجهیزات تصویربرداری پیشرفته نیاز است. این تصاویر اغلب با کمک فناوریهای تخصصی تهیه میشوند و نه با چشم انسان.
حتی از ایستگاه فضایی بینالمللی که در مقایسه با ماه بسیار به زمین نزدیکتر است و در ارتفاعی حدود چند صد کیلومتری از سطح زمین قرار دارد، مشاهده مستقیم دیوار بزرگ چین با چشم غیرمسلح تقریباً غیرممکن است. فضانوردان برای شناسایی چنین سازهای معمولاً به دوربینها، شرایط جوی مناسب و زاویه دید خاص نیاز دارند.
در نتیجه، برخلاف باور رایج، دیوار بزرگ چین به سادگی و با چشم غیرمسلح از فضا دیده نمیشود. اگرچه ممکن است در شرایط خاص و با استفاده از تجهیزات تصویربرداری قدرتمند بتوان تصاویری از آن ثبت کرد، اما این سازه آنگونه که افسانهها ادعا میکنند از فواصل فضایی به راحتی قابل تشخیص نیست.
3- کمربند سیارکی یک میدان خطرناک و مرگبار از موانع فضایی است

یکی از جالبترین و منحصربهفردترین بخشهای منظومه شمسی، کمربند سیارکی است؛ منطقهای وسیع که میان مدار سیارههای مریخ و مشتری قرار گرفته و میزبان تعداد بسیار زیادی از سنگهای فضایی، سیارکها و اجرام کوچک آسمانی است. این ناحیه از دیرباز توجه دانشمندان و علاقهمندان به نجوم را به خود جلب کرده و در آثار علمیتخیلی نیز نقش پررنگی داشته است. به همین دلیل، بسیاری از مردم تصور میکنند که کمربند سیارکی مکانی فوقالعاده خطرناک است؛ جایی که فضاپیماها باید با دشواری فراوان از میان انبوهی از سنگهای سرگردان عبور کنند تا از برخوردهای مرگبار در امان بمانند.
وقتی نام «میدان سیارکی» به میان میآید، بسیاری از افراد ناخودآگاه صحنههای هیجانانگیز فیلمهای علمیتخیلی را به یاد میآورند. یکی از مشهورترین نمونهها، سکانس تعقیب و گریز در فیلم The Empire Strikes Back است. در این صحنه معروف، سفینه افسانهای Millennium Falcon با مهارتی خیره کننده از میان سیارکهای عظیم عبور میکند، در حالی که جنگندههای امپراتوری موسوم به TIE Fighter قادر به اجتناب از موانع نیستند و یکی پس از دیگری با صخرههای فضایی برخورد میکنند. این برخوردها معمولاً با انفجارهای بزرگ و جلوههای بصری تماشایی همراه هستند و تصویری بسیار خطرناک از کمربند سیارکی در ذهن مخاطب ایجاد میکنند.
واقعیت با آنچه در فیلمها میبینیم تفاوت زیادی دارد
خبر بد برای طرفداران سینما این است که واقعیت فضای بیرونی به اندازه فیلمهای جنگ ستارگان پرحادثه و دراماتیک نیست. برخلاف آنچه در بسیاری از آثار علمیتخیلی نمایش داده میشود، سیارکهای موجود در کمربند سیارکی فاصله بسیار زیادی از یکدیگر دارند. در حقیقت، فضای خالی میان آنها آنقدر گسترده است که احتمال برخورد یک فضاپیما با سیارکی بزرگ بسیار کمتر از چیزی است که اکثر مردم تصور میکنند.
دانشمندان تخمین میزنند که بین بسیاری از سیارکهای شناختهشدهای که قطری بیش از یک کیلومتر دارند، صدها هزار کیلومتر فضای خالی وجود دارد. به عبارت دیگر، اگر در میان این منطقه حرکت کنید، بیشتر چیزی که خواهید دید فضای خالی است، نه انبوهی از سنگهای فضایی که در هر لحظه تهدیدی برای برخورد باشند!
به همین دلیل، اگر یک فضاپیما بخواهد از مسیر میان مریخ و مشتری عبور کند؛ همان منطقهای که کمربند سیارکی در آن قرار گرفته است، برای برخورد با یک سیارک باید فوقالعاده بدشانس باشد. احتمال چنین برخوردی آنقدر کم است که در عمل، مهندسان فضایی آن را جزو مهمترین نگرانیهای مأموریتهای فضایی نمیدانند.
نمونهای واقعی از عبور ایمن از کمربند سیارکی
برای درک بهتر این موضوع میتوان به یکی از مأموریتهای فضایی ناسا اشاره کرد. کاوشگر فضایی Pioneer 10 که برای مطالعه بخشهای دوردست منظومه شمسی طراحی شده بود، از میان کمربند سیارکی عبور کرد و تجربهای بسیار جالب را رقم زد.
نکته قابل توجه این است که این فضاپیما زره محافظ ویژهای برای مقابله با برخوردهای بزرگ نداشت. همچنین به سلاح یا تجهیزات دفاعی مجهز نبود و حتی امکانات محدودی برای تغییر مسیر ناگهانی در طول پرواز در اختیار داشت. با وجود این شرایط، پایونیر 10 بدون هیچ مشکل جدی از کمربند سیارکی عبور کرد و حتی برخورد نزدیکی نیز با هیچ سیارک بزرگی نداشت.
این مأموریت به خوبی نشان داد که تصور رایج درباره خطرناک بودن بیش از حد کمربند سیارکی تا حد زیادی اغراقآمیز است. در واقع، عبور از این منطقه بسیار ایمنتر از چیزی است که فیلمها و داستانهای علمیتخیلی به ما القا میکنند.
4- اگر در معرض فضای باز قرار بگیرید، فوراً خواهید مرد

یکی دیگر از باورهای رایجی که فیلمهای هالیوودی در ذهن مردم ایجاد کردهاند این است که اگر انسانی بدون لباس فضایی در معرض خلأ فضا قرار بگیرد، در همان لحظه و ظرف چند ثانیه جان خود را از دست خواهد داد. در بسیاری از فیلمهای علمیتخیلی، فضا به گونهای به تصویر کشیده میشود که گویی کوچکترین تماس مستقیم با آن به مرگی فوری و اجتنابناپذیر منجر خواهد شد. این تصویر دراماتیک اگرچه برای افزایش هیجان داستان مناسب است، اما با واقعیت علمی فاصله قابل توجهی دارد.
یکی از نمونههای مشهور این موضوع در فیلم Mission to Mars دیده میشود. در یکی از صحنههای احساسی فیلم، شخصیتی که تیم رابینز نقشش را بازی میکند، کلاه فضایی خود را در فضای باز برمیدارد. فیلم چنین نشان میدهد که او تقریباً بلافاصله به دلیل سرمای شدید خلأ فضا یخ میزند و جان خود را از دست میدهد. این فداکاری برای جلوگیری از به خطر افتادن همسرش در تلاش برای نجات او به تصویر کشیده شده است. هرچند این صحنه از نظر داستانی تأثیرگذار است، اما از لحاظ علمی چندان دقیق نیست.
نمونه دیگری از این نوع نمایش را میتوان در فیلم Guardians of the Galaxy مشاهده کرد. در این فیلم، شخصیت پیتر کوییل برای چند ثانیه در معرض فضای باز قرار میگیرد و تقریباً تا مرز مرگ پیش میرود. اگرچه این تصویر نسبت به نمونه قبلی واقعگرایانهتر است، اما باز هم تمام جزئیات علمی مربوط به قرار گرفتن انسان در خلأ را به درستی نشان نمیدهد.
در واقعیت چه اتفاقی رخ میدهد؟
برخلاف تصور عمومی، قرار گرفتن در خلأ فضا باعث نمیشود بدن انسان فوراً یخ بزند. دلیل این موضوع به ماهیت انتقال گرما مربوط میشود. بسیاری از مردم تصور میکنند چون فضا بسیار سرد است، بدن بلافاصله گرمای خود را از دست میدهد. اما در حقیقت، خلأ تقریباً فاقد ذرات و اتمهایی است که بتوانند گرما را به سرعت از بدن انسان منتقل کنند.
در محیطهایی مانند آب یا هوا، گرما از طریق تماس با مولکولهای اطراف منتقل میشود. اما در فضای خالی، چنین انتقالی بسیار محدودتر است. به همین دلیل، بدن انسان در خلأ فضا گرمای خود را بسیار کندتر از آنچه اغلب تصور میشود از دست میدهد.
به بیان ساده، اگر فردی بدون محافظ در فضا قرار بگیرد، خیلی سریع یخ نخواهد زد. در واقع، او احتمالاً گرمای بدن خود را برای مدت طولانیتری نسبت به زمانی که روی یک تکه یخ در اقیانوس منجمد شمالی قرار گرفته باشد حفظ خواهد کرد. این موضوع یکی از باورهای نادرستی است که ناسا بارها درباره آن توضیح داده و آن را اصلاح کرده است.
خطر واقعی فضا چیز دیگری است
البته، این مسئله به هیچ وجه به معنای ایمن بودن قرار گرفتن در خلأ فضا نیست. فضای بیرونی همچنان محیطی فوقالعاده خطرناک برای بدن انسان محسوب میشود. مهمترین تهدید، نبود اکسیژن برای تنفس و همچنین فشار بسیار پایین محیط است.
بدن انسان برای عملکرد طبیعی به فشار مشخصی نیاز دارد. زمانی که این فشار به طور ناگهانی کاهش پیدا کند، مشکلات فیزیولوژیکی متعددی ایجاد میشود. فرد در مدت کوتاهی هوشیاری خود را از دست میدهد و در صورت ادامه شرایط، جانش به خطر خواهد افتاد. با این حال، این روند آنقدر سریع نیست که فرد در همان لحظه اول بمیرد؛ موضوعی که اغلب فیلمها به اشتباه نمایش میدهند.
حادثهای واقعی که ناسا آن را ثبت کرد
یکی از معروفترین نمونههای واقعی در این زمینه در سال 1966 رخ داد. تکنسین ناسا به نام جیم لوبلان در حال آزمایش یک نمونه اولیه از لباس فضایی درون یک اتاق خلأ بود. در جریان این آزمایش، حادثهای ناخواسته رخ داد و فشار داخل محفظه به طور ناگهانی کاهش یافت. در نتیجه، او عملاً در شرایطی بسیار مشابه خلأ فضا قرار گرفت.
این اتفاق میتوانست بسیار خطرناک باشد، اما نتیجه آن برخلاف تصورات رایج بود. حدود 87 ثانیه طول کشید تا فشار اتاق دوباره به حالت عادی بازگردد. در تمام این مدت، جیم لوبلان زنده ماند و پس از پایان حادثه نیز آسیب جدی و دائمی ندید.
طبق گزارشها، مهمترین مشکلی که او پس از این حادثه تجربه کرد، درد گوش ناشی از تغییر شدید فشار بود. این رویداد به دانشمندان کمک کرد تا درک بهتری از واکنش بدن انسان به شرایط خلأ داشته باشند و نشان داد که قرار گرفتن کوتاهمدت در چنین محیطی لزوماً به مرگ فوری منجر نمیشود.
5- در فضا هیچ آبی وجود ندارد

بسیاری از مردم تصور میکنند که فضا کاملاً خالی است و هیچ مادهای در آن وجود ندارد. از آنجا که فضا اغلب به عنوان یک خلأ عظیم توصیف میشود، این باور شکل گرفته که آب نیز نمیتواند در چنین محیطی وجود داشته باشد. اما واقعیت علمی پیچیدهتر و شگفتانگیزتر از این تصور ساده است.
درست است که فضا تا حد زیادی یک محیط خلأ به شمار میرود، اما این خلأ مطلق نیست. از دیدگاه علمی، خلأ کامل به فضایی گفته میشود که هیچ اتم، مولکول یا ذرهای در آن وجود نداشته باشد. با این حال، چنین شرایطی در جهان واقعی تقریباً یافت نمیشود. حتی در دورافتادهترین نقاط کیهان نیز میتوان مقدار اندکی از گازها، ذرات بنیادی، تابشها و مواد مختلف را پیدا کرد.
به همین دلیل، هرچه دانشمندان بیشتر به اعماق فضا نگاه میکنند، با کشفیات تازهتری روبهرو میشوند. جهان هستی بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که زمانی تصور میکردیم و تقریباً همیشه چیز جدیدی برای کشف کردن وجود دارد. اما آیا این موضوع درباره آب هم صدق میکند؟ آیا واقعاً میتوان آب را در فضا پیدا کرد؟
برخلاف تصور رایج، آب در فضا فراوان است
پاسخ کوتاه این است: بله. برخلاف باور عمومی، آب در نقاط مختلف جهان هستی وجود دارد و حتی در برخی مناطق مقدار آن بسیار بیشتر از چیزی است که انتظار داریم.
البته، وقتی از آب در فضا صحبت میکنیم، منظور فقط دنبالهدارهای یخی یا لایههای یخ روی برخی قمرها و سیارهها نیست. همچنین تنها درباره حلقههای یخی اطراف زحل یا اقیانوسهای زیرسطحی احتمالی در برخی اجرام آسمانی صحبت نمیکنیم. دانشمندان در سالهای اخیر شواهدی یافتهاند که نشان میدهد آب در مقیاسهای بسیار عظیم و در نقاطی بسیار دور از زمین نیز وجود دارد.
یکی از شگفتانگیزترین کشفیات در سال 2011 رخ داد؛ زمانی که اخترشناسان ناسا موفق شدند مقدار عظیمی از بخار آب را در اطراف یک سیاهچاله از نوع اختروش یا کوازار شناسایی کنند. این کشف بسیاری از دانشمندان را شگفتزده کرد، زیرا نشان داد آب میتواند در محیطهایی حضور داشته باشد که پیشتر کمتر کسی انتظار آن را داشت.
اقیانوسهایی به بزرگی تصورناپذیر
اما این کشف تا چه اندازه بزرگ بود؟ پاسخ واقعاً حیرتآور است.
بر اساس برآوردهای دانشمندان، حجم بخار آب موجود در اطراف این کوازار آنقدر زیاد بود که میتوانست تمام اقیانوسهای زمین را حدود 140 تریلیون بار پر کند! چنین عددی آنقدر عظیم است که تصور آن برای ذهن انسان دشوار به نظر میرسد.
این حجم باورنکردنی از آب نشان میدهد که عناصر و مولکولهای لازم برای تشکیل آب در نقاط مختلف کیهان بسیار گستردهتر از آن چیزی هستند که زمانی تصور میشد. در نتیجه، آب نه تنها یک ماده نادر در جهان نیست، بلکه میتواند در شرایط گوناگون و در محیطهای بسیار متفاوتی شکل بگیرد و باقی بماند.
نمیتوان از این آب برای زمین استفاده کرد
هرچند وجود چنین حجم عظیمی از آب در فضا هیجانانگیز است، اما این کشف راهحلی برای مشکلات آبی زمین محسوب نمیشود. دلیل آن بسیار ساده است: این منبع آبی فوقالعاده دور از ما قرار دارد.
کوازاری که این بخار آب در اطراف آن کشف شده، حدود 12 میلیارد سال نوری از زمین فاصله دارد. برای درک این عدد کافی است بدانیم نور که با سرعتی حدود 300 هزار کیلومتر در ثانیه حرکت میکند، 12 میلیارد سال زمان نیاز دارد تا این فاصله را طی کند!
بنابراین، حتی با پیشرفتهترین فناوریهای فضایی که امروزه در اختیار داریم، هیچ راه عملی برای دسترسی به این آب وجود ندارد. ارسال فضانوردان یا فضاپیماها به چنین فاصلهای فراتر از تواناییهای فعلی بشر است و احتمالاً برای مدت بسیار طولانی نیز چنین خواهد ماند.
در نتیجه، این کشف بیش از آنکه کاربرد عملی داشته باشد، اهمیت علمی دارد. وجود آب در چنین مقیاس عظیمی نشان میدهد که جهان هستی بسیار غنیتر و پیچیدهتر از تصورات گذشته است و آب، یکی از مهمترین مواد لازم برای شکلگیری حیات، در نقاط مختلف کیهان بسیار گستردهتر از آن چیزی است که زمانی باور داشتیم.



