چرا فیلم «سوپرگرل» در گیشه شکست خورد؟

اگر ادعا کنیم که «سوپرگرل» در گیشه فاجعه آفریده است، پُر بیراه نگفتهایم. این فیلم در هفتهی افتتاحیه، بسیار ضعیفتر از پیشبینیها ظاهر شد و در ادامه، یکی از بدترین عملکردها را در میان آثار ابرقهرمانی سالهای اخیر به نام خود ثبت کرد. در این مقاله، دلایل شکست فیلم «سوپرگرل» را بررسی میکنیم.
«سوپرگرل» کارش را با افتتاحیهای 37.1 میلیون دلاری در گیشهی آمریکای شمالی و فروش بینالمللی به مراتب بدتر 25.5 میلیون دلاری آغاز کرد تا فروش کلیاش در هفتهی اول به 62.6 میلیون دلار برسد؛ آغازی تراژیک برای فیلمی که قرار بود دنیای سینمایی جدید دیسی را گسترش دهد. برآوردهای اولیه نشان میدادند که «سوپرگرل» قرار نیست شروع حیرتانگیزی داشته باشد اما فروش فیلم حتی از چیزی که تحلیلگران انتظار داشتند هم پایینتر بود. خود دیسی پیشبینی کرده بود که فیلم در هفتهی اول، بین 47 الی 60 میلیون دلار در آمریکا بفروشد اما «سوپرگرل» تقریبا نصف آن فروخت.
عملکرد تجاری این اقتباس پرهزینه را باید به فیلم «شزم! خشم خدایان» نزدیک بدانیم که سال 2023 روی پرده رفت و آنهم به یکی از بزرگترین شکستهای تاریخ آثار ابرقهرمانی تبدیل شد. «شزم! خشم خدایان» که با بودجهی 125 میلیون دلاری تولید شده بود، در هفتهی اول 65.5 میلیون دلار (فروش جهانی) فروخت و در نهایت با 134 میلیون دلار به کار خود پایان دارد. «سوپرگرل» حتی از فیلم «مارولها» هم افتتاحیهی بدتری داشته است، فیلمی که کارش را با 46.1 میلیون دلار (بازار آمریکا) آغاز کرد و در نهایت به کمفروشترین فیلم تاریخ دنیای سینمایی مارول تبدیل شد (فروش 206 میلیون دلاری).
اما دیسی کجای مسیر را اشتباه رفت؟ و استودیوی برادران وارنر و دیسی استودیوز پس از موفقیت فیلم «سوپرمن» در تابستان گذشته، چگونه مرتکب چنین اشتباه فاحشی شدند؟
منتقدان همان ابتدا به فیلم پشت کردند

واکنش منتقدان به «سوپرگرل»، آن چیزی نبود که جیمز گان و پیتر سفرن، رؤسای مشترک دیسی استودیوز، هنگام چراغ سبز نشان دادن به این پروژه در نظر داشتند. فیلم با بازخوردهای ضدونقیضی مواجه شد و معمولا وقتی همه از فیلم شما بد میگویند، مخاطبان عادی هم تحت تاثیر قرار میگیرند.
تا این لحظه، میانگین امتیاز منتقدان در راتنتومیتوز، 55 درصد است و میانگین امتیاز تماشاگران در آیامدیبی هم 6.1 (از 10) بوده و احتمالا تا ماههای آینده به 5.9 یا کمتر خواهد رسید. علاوه بر این، فیلم در نظرسنجیهای سینماسکور، نمره B منفی را دریافت کرد که از بدترین نمرات برای یک اثر ابرقهرمانی پرهزینه در چند سال اخیر به شمار میرود. فیلمهای پرخرج، به طور طبیعی باید آثاری عامهپسند باشند تا بتوانند هزینههای خود را جبران کنند، اما این فیلم نتوانست نظر مثبت اکثر مردم را جلب کند.
این واکنشهای منفی، بدان معنا بود که فیلم از تبلیغات دهان به دهان هم بهره نخواهد برد و قرار نیست در هفتههای بعدی اکران، در زمینهی فروش و جذب مخاطب ثبات داشته باشد. احتمالا اکثر طرفداران دوآتشهی دیسی هم ترجیح میدهند منتظر انتشار نسخهی دیجیتالی فیلم بمانند. البته منتقدان به چند نکتهی مثبت هم اشاره کردهاند، مثلا همه توافق دارند که میلی آلکاک گزینهی مناسبی برای نقش سوپرگرل بوده است و بازی جیسون موموآ در نقش لوبو هم بازخوردهای مثبتی گرفت. با این حال، در عصر فعلی، بازیگران به تنهایی نمیتوانند یک فیلم را نجات دهند و طرفداران را به سینماها بکشانند.
«سوپرگرل» با یک رقیب شکستناپذیر روبهرو شد

یکی از عوامل کلیدی در افتتاحیهی ناامیدکنندهی «سوپرگرل»، تاریخ اکران است. نمایش چنین فیلمی در نقطهی اوج تابستان، روی کاغذ منطقی به نظر میرسید اما روی پرده فرستادن آن در 26 ژوئن، به این معنا بود که سوپرگرل بین دو انیمیشن خانوادگی بزرگ سال، یعنی «داستان اسباببازی 5» و «مینیونها و هیولاها» ساندویچ خواهد شد!
داستان «سوپرگرل» کمی بزرگسالانهتر است، با این حال دیسی انتظار داشت که مخاطبان جوانتر را هم به سینماها بکشاند. اما وقتی اکثرشان به سمت «داستان اسباببازی 5» رفتهاند، سخت است که بتوانید توجه آنها را جلب کنید. از طرف دیگر، کسانی که قسمت پنجم «داستان اسباببازی» را دیدند، ترجیح دادند در ادامه به سراغ «مینیونها و هیولاها» بروند، انیمیشنی که البته چندان هم موفق عمل نکرد و حتی آنهم نتوانست با اثر جدید استودیوی پیکسار رقابت کند.
اگر «سوپرگرل» اوایل تابستان یا حتی در فصل بهار روی پرده میرفت، احتمالا موفقتر عمل میکرد. فروش 70 میلیون دلاری «داستان اسباببازی 5»، بزرگترین فروش هفته دوم یک فیلم در سال 2026 به شمار میرود و حتی هشتمین افتتاحیه بزرگ سال در نظر گرفته شود. اگر این انیمیشن را از معادله حذف کنیم، «سوپرگرل» میتوانست کمی نفس بکشد.
بودجهی نجومی «سوپرگرل» هم کمکی به آن نکرد

اینکه چرا دیسی بودجهای 170 میلیون دلاری را به «سوپرگرل» اختصاص داده، جای تعجب دارد. این آثار قرار است منبع اصلی درآمدزایی آنها باشند. و از آنجایی که نیمی از درآمد فیلمها به جیب سینمادارها (صاحبان سالنها) میرود، استودیوها باید قدمهایشان را با احتیاط بردارند تا متحمل ضرر سنگین نشوند. با توجه به بودجهی فیلم، «سوپرگرل» با احتساب هزینههای بازاریابی، باید بالای 400 میلیون دلار میفروخت تا بودجهاش را جبران کند و تازه وارد مرحلهی سوددهی شود. در وضعیت فعلی، بعید است که این فیلم حتی به رقم 200 میلیون دلار نزدیک شود.
اگر احساسات را کنار بگذاریم و از دید تجاری و بیطرفانه به قضیه نگاه کنیم، شاید منطقیتر بود که بودجه این پروژه به اثری مثل «پرندگان شکاری» (2020) نزدیک باشد؛ فیلمی که در گیشه عملکرد قابل دفاعی نداشت اما با تشکر از بودجهی 80 میلیون دلاریاش، از شکست فرار کرد. البته باید به این نکته اشاره کنیم که اگر بودجهی «سوپرگرل» 80 میلیون دلاری بود، همچنان شکست میخورد! این فیلم تا اینجا 120 میلیون دلار فروخته است و باید معجزه شود که حتی بتواند به مرز 150 میلیون دلار برسد.
سوپرگرل را نمیتوان در کنار سوپرمن، بتمن یا زن شگفتانگیز قرار داد

بر کسی پوشیده نیست که ژانر ابرقهرمانی در سالهای اخیر با افت مخاطب روبهرو شده. با این حال، هرگاه که فیلمی پیرامون یک شخصیت تراز اول ساخته شده، توانسته به موفقیت برسد. دیسی سه ابرقهرمان تراز اول دارد که همه آنها را میشناسند: بتمن، سوپرمن و زن شگفتانگیز. اگر فاجعهی بزرگی به نام «زن شگفتانگیز 1984» را کنار بگذاریم، «بتمن» (2022) یک موفقیت قابل اعتنا بود و فیلم «سوپرمن» (2025) هم به بزرگترین اثر کمیکبوکی گیشهی 2025 تبدیل شد و بیش از 618 میلیون دلار فروخت.
«سوپرگرل» از همان ابتدا، مسیر دشواری در پیش داشت، چون در سطح سه ابرقهرمان فوقالذکر نیست. بله، سوپرگرل شخصیت گمنامی در نظر گرفته نمیشود اما محبوبیت جهانی ندارد. بتمن دهههاست که در گیشه موفق بوده و «سوپرمن» هم با اینکه فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کرده اما هر بار که یک «فیلم خوب» برایش ساخته شده، تماشاگران از آن استقبال کردهاند. این موضوع برای «زن شگفتانگیز» نیز صدق میکند.
«سوپرگرل» شخصیتی نبود که بتواند کسی را به سینماها بکشاند، این شخصیت حتی در دنیای تلویزیون هم نتوانست مخاطبان را جذب کند. از طرف دیگر، وقتی فیلمی برای «بتمن» یا «سوپرمن» ساخته میشود، حتی کسانی که طرفدار دیسی نیستند و مخاطب عادی محسوب میشوند، شاید کنجکاو شوند که به سینماها قدم بگذارند اما مشخصا کسی به فیلمی مثل «سوپرگرل» اهمیتی نخواهد داد. البته اگر این فیلم به یک شاهکار تبدیل میشد و همه را غافلگیر میکرد، احتمالا سرنوشت متفاوتی انتظارش را میکشید.
دیسی هنوز نتوانسته اعتماد مخاطبان را بهدست بیاورد

دیسی در دنیای سینما فراز و فرودهای متعددی را تجربه کرده است اما از دهه 2010 به بعد، بازی را کاملا به رقیب اصلیاش باخت. دنیای سینمایی مارول برای بیش از یک دهه، در اوج بود و فیلمهایش یکی پس از دیگری در گیشه رکوردشکنی میکردند اما چنین موفقیت مستمری برای دیسی به یک رویای دور از دسترس تبدیل شد. بزرگترین اشتباه آنها این بود که سعی کردند در کمترین زمان ممکن، یک دنیای سینمایی بسازند و در این مسیر، آنقدر فیلمهای بدی تولید کردند که دیگر حتی طرفداران هم دوست نداشتند آنها را ببینند. بعد از اینکه «سوپرمن» (2025) فصل تازهای را برای دیسی آغاز کرد، آنها امیدوار بودند که «سوپرگرل» بتواند قدم دوم را محکم بردارد، اتفاقی که متاسفانه رخ نداد.
ظاهرا این یک قانون نانوشته است که دیسی باید به ازای هر فیلم خوب، یک فیلم بد بسازد! برای هر «زن شگفتانگیزی» (2017)، یک «زن شگفتانگیز 1984» وجود دارد. برای هر «شزمی!» (2019)، یک «شزم! خشم خدایان» و ظاهرا برای هر «سوپرمنی»، یک «سوپرگرل».
به عبارت دیگر، دیسی نمیتواند سوار موج موفقیتهایش شود و با چند اثر متوالی، منتقدان و مخاطبان را راضی کند. فیلم «لیگ عدالت» (2017) را به یاد بیاورید که به یک فاجعهی بزرگ تبدیل شد و دنیای توسعهیافته دیسی (DCEU) را به نابودی کشاند، زیرا طرفداران زک اسنایدر را ناراحت کرد و منجر به شکلگیری جنبش «نسخهی اسنایدر» شد؛ جنبشی که برای سالها بر سر دیسی سایه انداخته بود. بعد از هر برد، دیسی یک باخت را تجربه میکند و با این آشفتگیها، مشخصا کسی حاضر نیست به دیسی اعتماد کند.
دیسی حتی زمانی که فیلم خوبی مانند «جوخه انتحار» (2021) را عرضه کرد، با بیتفاوتی طرفداران روبهرو شد، کسانی که یک بار با نسخهی 2016 فریب خورده بودند و حاضر نشدند به دیسی شانس دوباره بدهند. اینکه مخاطبان به دیسی باور ندارند، دلیل اصلی شکست «سوپرگرل» نیست اما عدم ثبات آنها به این معناست که اکثر مردم ترجیح میدهند هیجانزده نشوند و به سینماها هجوم نبرند، بلکه منتظر بمانند و ابتدا بازخوردها را ببینند.
فیلمهای ابرقهرمانی محبوبیت سابق را ندارند

اینکه فیلمهای ابرقهرمانی مثل سابق حرف اول و آخر را در گیشه نمیزنند، واقعیتی است که نمیتوان نادیده گرفت. این آثار برای اکثر مخاطبان، دیگر «رویدادهای سینمایی بزرگ» به حساب نمیآیند و آنها به راحتی از کنارشان عبور میکنند. در گذشته، فیلمهای متوسطی مثل «ونوم» به راحتی بیش از 800 میلیون دلار میفروختند اما آن دوران به پایان رسیده و اگر بخواهیم بیپردهتر حرف بزنیم، باید گفت که دوران سلطهی آثار ابرقهرمانی هم تمام شده است.
برای دیسی، همهچیز در سال 2023 به پایان رسید، یعنی همان سالی که هر چهار اثر آنها شکست خوردند («فلش»، «شزم! خشم خدایان»، «بلو بیتل» و «آکوامن و پادشاهی گمشده»). حالا سه سال بعد، اوضاع فرق چندانی نکرده است. در باب شکست «سوپرگرل» فقط همین نکته را بدانید که افتتاحیهاش حتی از فاجعهی تاریخی سونی، یعنی «موربیوس» هم کمتر بوده. ضمن اینکه طبق ادعای سونی، «موربیوس» در نهایت به سوددهی رسید.
گیشهی 2025 ثابت کرد که حتی دنیای سینمایی مارول هم جذابیت و ابهت گذشته را از دست داده است. «تاندربولتز*» و «کاپیتان آمریکا: دنیای نو شجاع» بسیار کمتر از حد انتظار فروختند. و فیلم «چهار شگفتانگیز: گامهای نخست» علیرغم واکنشهای مثبت، نتوانست بیشتر از 521 میلیون دلار بفروشد.
فیلم «مرد پولادین» زک اسنایدر که آغازگر دنیای سینمایی آشفتهی دیسی بود، سال 2013 به فروش جهانی 668 میلیون دلاری رسید. یعنی تنها 50 میلیون دلار کمتر از فروش فیلم «سوپرمن» که سال گذشته روی پرده رفت. جالب اینجاست که فروش «مرد پولادین» ناامیدکننده در نظر گرفته میشد، در حالی که فروش «سوپرمن» یک موفقیت به حساب میآید! زمانه عوض شده است و اگر نسبت به این مسئله شک و تردید دارید، کافی است به آمار فروش «سوپرگرل» نگاه بیندازید. با شکست این فیلم، دیسی قطعا در برنامههای آتی خود بازنگری میکند و احتمالا تمرکزش را روی شخصیتهای تراز اول یا تولید فیلمهایی با بودجهی پایین خواهد گذاشت؛ پروژهی بعدی آنها، «کلیفیس» کمتر از دو ماه دیگر روی پرده میرود و هزینهی تولیدش حدود 40 میلیون دلار بوده است، یعنی تقریبا یکچهارم بودجهی «سوپرگرل».
منبع: slash/film








