«هارلن کوبن»؛ نویسندهی پنهان محبوبترین سریالهای جنایی معمایی کیست؟

هارلن کوبن از شناختهشدهترین نویسندگان رمانهای معمایی و دلهرهآور معاصر است. آثار او به دلیل روایتهای پرتعلیق، پیچشهای داستانی غافلگیرکننده و رازهایی که تا پایان مخاطب را درگیر نگه میدارند، بارها به فیلم و سریال تبدیل شدهاند. در سالهای اخیر نیز همکاری گسترده او با نتفلیکس باعث شده اقتباسهای تلویزیونی رمانهایش به یکی از موفقترین مجموعههای این پلتفرم از نظر تعداد بیننده تبدیل شوند.
نام هارلن کوبن برای علاقهمندان به داستانهای پر از راز، ناپدیدشدنهای مشکوک و پیچشهای ناگهانی کاملا آشنا است. از رمانهایی مانند «جعل مرگ» (Play Dead)، «رفته پیش از خداحافظی» (Gone Before Goodbye) و مجموعه «مایرون بولیتار» (Myron Bolitar) گرفته تا اقتباسهای تلویزیونی موفقی مانند «مرا یکبار فریب بده» (Fool Me Once)، «نزدیک بمان» (Stay Close)، «دلم برایت تنگ شده» (Missing You) و «پیدایت خواهم کرد» (I Will Find You)، کوبن طی سالهای اخیر به یکی از نامهای ثابت دنیای سریالهای معمایی تبدیل شده است. آثار او معمولا یک فرمول ساده اما امتحانپسداده دارند: رازی قدیمی، گذشتهای که قرار نیست گذشته باقی بماند و شخصیتی که ناگهان میفهمد هیچ چیز آنطور که تصور میکرده نیست. شاید همین فرمول تکرارشونده باشد که باعث شده میلیونها نفر سریالهای هارلن کوبن را تماشا کنند؛ حتی اگر کمتر کسی خودش را یک طرفدار دوآتشه کوبن بداند.
چگونه هارلن کوبن به پادشاه سریالهای عامه پسند تبدیل شد؟

فهرست پربینندهترین سریالهای انگلیسیزبان تاریخ نتفلیکس کمکم به موزهای قدیمی و غبارگرفته شباهت پیدا کرده است. در صدر این فهرست، سریال «ونزدی» (Wednesday) قرار دارد؛ اثری که چهار سال از انتشار آن میگذرد. پس از آن نیز مجموعهای از آثار قدیمی دیده میشوند؛ از فصل چهارم «چیزهای عجیب» (Stranger Things) و «دامر – هیولا: داستان جفری دامر» (Monster:Dahmer – Monster: The Jeffrey Dahmer Story) که هر دو چهار سال پیش منتشر شدند، تا «گامبی وزیر» (The Queen’s Gambit) و فصل نخست «بریجرتون» (Bridgerton) که شش سال از پخش آنها گذشته است.
اما کمی صبر کنید. پیش از آنکه نتفلیکس را پلتفرمی بدانید که سالها از دوران اوج خود فاصله گرفته، یک تازهوارد جسور وارد جمع ۱۰ سریال پربیننده تاریخ شده تا این فهرست را از یکنواختی خارج کند. این سریال چیزی نیست جز «پیدایت خواهم کرد» (I Will Find You)، تازهترین اقتباس از آثار هارلن کوبن. اگر پیش از این آثار کوبن را دیده باشید، این سریال از همان ابتدا برایتان آشنا خواهد بود، چون تقریبا همه مولفههای همیشگی این نویسنده را در خود جای داده است.
آیا فهرست بازیگران آن آنقدر شلوغ و گیجکننده است که چند لحظه طول بکشد تا همه آنها را به خاطر بسپارید؟ بله. آیا عنوان سریال طوری انتخاب شده که انگار به صورت تصادفی از میان چند کلمه کاملا معمولی بیرون آمده است؟ قطعا. آیا هنگام تماشا این حس به شما دست میدهد که تلویزیون ناگهان از نتفلیکس به یکی از شبکههای عمومی بریتانیا تغییر کرده تا ببیند متوجه این تغییر میشوید یا نه؟ کاملا. اما آیا این سریال آنقدر محبوب شده که اگر از آن لذت نبرید، احساس کنید تنها فرد دنیا هستید که چنین نظری دارد؟ آمار و ارقام پاسخ این پرسش را میدهند.
از نظر ساختار، تفاوت چندانی میان «پیدایت خواهم کرد» و ۱۲ اقتباس قبلی نتفلیکس از آثار هارلن کوبن دیده نمیشود؛ آثاری مانند «طاقت بیاور» (Hold Tight)، «مرا یکبار فریب بده» (Fool Me Once)، «نزدیک بمان» (Stay Close)، «فرار کن» (Run Away) و «دلم برایت تنگ شده» (Missing You). حتی اگر سریالهایی را که او برای پلتفرمهای دیگر ساخته، مانند «پنج» (The Five) برای اسکای یا «پناهگاه هارلن کوبن» (Harlan Coben’s Shelter) برای پرایم ویدیو نیز در نظر بگیریم، نتیجه تفاوتی ندارد. تقریبا همه این آثار با استقبال گسترده مخاطبان روبهرو شدند. در حالی که پیدایت خواهم کرد با ۱۰۱.۹ میلیون بازدید جهانی در صدر قرار گرفته، مرا یکبار فریب بده محصول ۲۰۲۴ به ۹۸.۲ میلیون بازدید رسید و دلم برایت تنگ شده محصول ۲۰۲۵ و فرار کن نیز هر کدام بیش از ۵۰ میلیون بار تماشا شدند.

این موفقیت چندان هم دور از انتظار نیست. هارلن کوبن یکی از موفقترین نویسندگان ادبیات عامهپسند است که در بیش از ۳۰ سال فعالیت حرفهای، بیش از ۹۰ میلیون نسخه از کتابهایش را به فروش رسانده است. با این حال، شاید عجیبترین نکته درباره او این باشد که کمتر کسی خود را طرفدار دوآتشه آثارش معرفی میکند. کافی است واکنش مخاطبان به آثار او را با استقبال از کتابهای جورج آر. آر. مارتین، لی چایلد یا حتی آن رایس در دوران حیاتش مقایسه کنید؛ نویسندگانی که جامعهای پرشور و وفادار از طرفداران برای خود ساختهاند. این تفاوت به خوبی نشان میدهد جایگاه کوبن تا چه اندازه متفاوت است.
شاید راز موفقیت کوبن دقیقا همین باشد. او به جای آنکه پیرامون نام خود نوعی شخصیتپرستی ایجاد کند، بیسروصدا به نوشتن رمانهای هیجانانگیز و عامهپسند ادامه داده و احتمالا ثروتی فراتر از تصور خود به دست آورده است. با این حال، یک نکته همچنان تغییر نمیکند؛ مردم سریالهای او را با اشتیاق تماشا میکنند، اما به ندرت عاشق آنها میشوند.
به نظر من، بخش بزرگی از این موضوع به انتخاب بازیگران در اقتباسهای آثار او برمیگردد. ترکیب بازیگران این آثار اغلب چنان نامنسجم به نظر میرسد که انگار هر بازیگری که در آن مقطع زمانی برنامه خالی داشته، به پروژه اضافه شده است. پیدایت خواهم کرد نمونه روشنی از همین مسئله است. در این سریال بریت لاور حضور دارد؛ بازیگری که با نقشآفرینی در «جداسازی» (Severance) درخشید و تا همین اواخر بیشتر در آثاری بازی میکرد که شخصیتهایی پیچیده و غیرقابل پیشبینی داشتند و مخاطب را به چالش میکشیدند. اما اینجا او در نقش شخصیتی ظاهر شده که بیشتر شبیه یک ابزار برای پیش بردن داستان است؛ شخصیتی تخت و بیروح در سریالی که گویی برای پر کردن زمان یک پرواز طولانی ساخته شده است.

حجم بالای اقتباسهای نتفلیکس، ثروت قابل توجهی برای هارلن کوبن به همراه داشته است. او در سال ۲۰۱۸ قراردادی چند میلیون دلاری با نتفلیکس امضا کرد تا ۱۴ رمانش به آثار تصویری تبدیل شوند. با این حال، سرعت تولید این اقتباسها از روند نویسندگی او بیشتر است. البته هنوز چند رمان اقتباسنشده در کارنامه او باقی مانده است؛ آثاری مانند «جعل مرگ» (Play Dead)، «درمان معجزهگر» (Miracle Cure) و تازهترین رمانش، «رفته پیش از خداحافظی» (Gone Before Goodbye). البته با توجه به اینکه این کتاب آخر با همکاری ریس ویترسپون نوشته شده، به نظر میرسد اقتباس از آن تنها مسئله زمان باشد. با این وجود، خبر آغاز ساخت اقتباسی از مجموعه کتابهای «مایرون بولیتار» (Myron Bolitar) میتواند شرایط را به کلی تغییر دهد.
این پروژه ظرفیت آن را دارد که به نقطه عطف کارنامه کوبن تبدیل شود. با وجود نامی که بیشتر به صدای گیر کردن یک تکه ماهی در گلو شباهت دارد، مایرون بولیتار محبوبترین شخصیت خلقشده توسط هارلن کوبن است. بولیتار، مردی تندخو که پس از پایان دوران حرفهای خود در بسکتبال، به مدیر برنامههای ورزشی تبدیل شده و همزمان پروندههای قتل را نیز حل میکند، قهرمان اصلی ۱۲ رمان از آثار کوبن است. افزون بر این، چند رمان نوجوان نیز با محوریت برادرزاده او، میکی بولیتار، نوشته شده است. در واقع، مایرون بولیتار را میتوان نسخه اختصاصی هارلن کوبن از شخصیت جک ریچر دانست.
اگر این اقتباس بتواند حتی بخشی از موفقیت پیدایت خواهم کرد را تکرار کند، ساختار تکرارشونده داستان و گروه بازیگران آن، از جمله کولین وودل از سریال «پالس» (Pulse)، کلوئه فاینمن از «پخش زنده شنبهشب» (Saturday Night Live) و گریفین دان، میتواند زمینه موفقیت آن را در سالهای آینده فراهم کند. به بیان دیگر، اگر این مجموعه به بزرگترین موفقیت هارلن کوبن تا امروز تبدیل شد، نباید تعجب کرد. فقط اگر نتوانستید کسی را پیدا کنید که با اشتیاق بگوید واقعا عاشق آن شده است، چندان شگفتزده نشوید.
منبع: The Guardian





