آیا جدایی کامرون از آواتار ممکن است؟ فرصتی تازه برای دنیای پاندورا • پامپا

سالهاست که نام جیمز کامرون با دنیای «آواتار» (Avatar) گره خورده؛ فیلمسازی که بخش بزرگی از عمر حرفهای خود را صرف ساخت پاندورا، توسعه فناوریهای تازه و گسترش یکی از جاهطلبانهترین جهانهای سینمایی کرده است. اما حالا خود او برای نخستین بار بار دیگر از احتمال واگذاری سکان این فرنچایز به فیلمسازی دیگر صحبت میکند. شاید این خبر در نگاه اول نگرانکننده باشد، اما یک احتمال جذابتر هم وجود دارد: شاید آواتار برای زنده ماندن و کشف دوباره ظرفیتهایش، دقیقا به چیزی نیاز داشته باشد که سالها از آن بیبهره بوده؛ یک نگاه تازه.
خروج غیرمنتظره جیمز کامرون شاید به سود دنیای «آواتار» تمام شود

جیمز کامرون، یکی از شناختهشدهترین کارگردانان تاریخ سینما، بار دیگر از احتمال کنارهگیری از مجموعه «آواتار» (Avatar) سخن گفته است. شاید در نگاه اول، واگذاری یکی از موفقترین فرنچایزهای تاریخ به فیلمسازی دیگر تصمیمی عجیب به نظر برسد، اما اگر کامرون واقعا هدایت این مجموعه را کنار بگذارد، این تغییر میتواند دقیقا همان چیزی باشد که دنیای پاندورا به آن نیاز دارد.
کامرون پس از ساخت یکی از پرفروشترین سهگانههای تاریخ سینما، بیش از دو دهه از عمر خود را صرف توسعه فناوریهای تازه، متقاعد کردن استودیوها و هزینه کردن صدها میلیون دلار برای ساخت و ثبت حرکات زیر آب کرده است. او در اوایل دهه ۲۰۱۰ چنان سینما را تحت تاثیر قرار داده بود که تصور یک بلاکباستر بدون عینکهای سهبعدی و جلوههای ویژهای که قرار بود تماشاگر را از صندلیاش به بیرون پرتاب کند، تقریبا غیرممکن به نظر میرسید.
با این حال، این فیلمساز کانادایی حالا جدیتر از همیشه به این فکر میکند که فرمان هدایت جنگلهای عظیم، موجودات شگفتانگیز و جهان چند میلیارد دلاری پاندورا را به کارگردان دیگری بسپارد.
کامرون در گفتوگویی با دنیز دانلون درباره آینده این مجموعه گفت که دنیای آواتار اکنون ۲۱ سال است که درگیر یک مسیر پیوسته و بدون وقفه بوده؛ مسیری که از سال ۲۰۰۵ آغاز شده است. او حالا در حال نگاه کردن به آینده و پرسیدن چند سوال اساسی از خودش است: چه داستانهای دیگری برای گفتن دارد؟ چه تعداد از این داستانها را باید شخصا کارگردانی کند و کدامیک را میتواند با همکاری فیلمسازان دیگر بنویسد یا در مقام تهیهکننده دنبال کند؟
کامرون هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است. او حتی با لحنی که نشان میدهد این ماجرا ممکن است بسیار طولانیتر از یک تغییر کوتاهمدت باشد، گفت در حال برنامهریزی برای فصل پایانی است، اما نمیداند این فصل پایانی ممکن است یک سال طول بکشد یا ۲۰ سال.
کامرون قبلا هم از پاندورا خداحافظی کرده بود

البته این نخستین بار نیست که کامرون از احتمال کنار رفتن از آواتار صحبت میکند. او در سال ۲۰۲۲ نیز چنین احتمالی را مطرح کرده بود. آن زمان با توجه به سرعت تولید و اکران دنبالهها، این شوخی مطرح شد که کامرون در زمان اکران «آواتار ۵» به ۱۰۶ سالگی خواهد رسید و شاید لازم باشد ذهنش را به یک ناوی منتقل کند!
اما تنها دو سال بعد، موضع او کاملا متفاوت بود. کامرون با قاطعیت اعلام کرد هرکس بخواهد دو فیلم بعدی آواتار را از او بگیرد، باید ابتدا از روی جسدش عبور کند. به همین دلیل، اینکه او بار دیگر به زندگی خارج از پاندورا فکر میکند، تا حدی غیرمنتظره است.
بخشی از تردیدها درباره واگذاری آواتار به تجربه نهچندان درخشان کامرون در سپردن پروژههای شخصیاش به دیگر کارگردانان، در مقام تهیهکننده، برمیگردد.
«روزهای عجیب و غریب» (Strange Days) محصول ۱۹۹۵، به کارگردانی کاترین بیگلو و با طرح، فیلمنامه و تهیهکنندگی کامرون، به جای تبدیل شدن به یک موفقیت تجاری بزرگ، به فیلمی خاص و فرقهای تبدیل شد. «سولاریس» (Solaris) ساخته استیون سودربرگ در سال ۲۰۰۲ نیز با تهیهکنندگی کامرون، داستان یک راز کیهانی را به اثری آرام و اندوهگین تبدیل کرد که بیشتر به خلوت عاطفی جرج کلونی در یک ایستگاه فضایی شباهت داشت.
«آلیتا: فرشته جنگ» (Alita: Battle Angel) ساخته رابرت رودریگز در سال ۲۰۱۹ نیز با وجود فروش قابلقبول، نتوانست به پدیدهای فرهنگی در مقیاس جهانی تبدیل شود؛ چشمهای بزرگ آلیتا و دنیای سایبورگها در نهایت نتوانستند جایگاهی همسطح دیگر آثار مهم ژانر پیدا کنند.
تجربه «ترمیناتور» هشداردهنده بود

بعد نوبت به «نابودگر: سرنوشت تاریک» (Terminator: Dark Fate) در سال ۲۰۱۹ رسید. کامرون تهیهکننده فیلم و یکی از نیروهای اصلی پشت ایده آن بود و تیم میلر، کارگردان «ددپول» (Deadpool)، روی صندلی کارگردانی نشست.
بازگرداندن لیندا همیلتون و آرنولد شوارتزنگر و تلاش برای احیای داستان اصلی مجموعه، در نهایت نتوانست مخاطبان را برای ششمین تلاش سینمایی جهت نجات بشریت از روباتهای قاتل هیجانزده کند.
کامرون بعدها روند تدوین فیلم را تجربهای بسیار پرتنش توصیف کرد که تحت تاثیر درگیریهای خلاقانه قرار گرفته بود. میلر نیز بعدها روشن کرد که دیگر علاقهای به تکرار چنین همکاریای با تهیهکنندهای به سختگیری کامرون ندارد.
اما شاید آواتار با دیگر پروژههای او تفاوت داشته باشد.
شاید پاندورا به یک نگاه تازه نیاز داشته باشد

دلیل اصلی برای استقبال از تغییر در آواتار این است که مجموعه اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک نگاه تازه احتیاج دارد. «آواتار: آتش و خاکستر» (Avatar: Fire and Ash) که سال گذشته روی پرده رفت، آنقدر به الگوها و ایدههای آشنای دو قسمت قبلی تکیه کرد که این پرسش را به وجود آورد: آیا پاندورا هنوز چیزی تازه برای کشف کردن دارد؟
فیلم با وجود فروش حدود ۱.۵ میلیارد دلار در سراسر جهان، خیلی زود از مرکز توجه خارج شد. این احساس شکل گرفت که فرنچایز آواتار که زمانی نماد نوآوری فنی و بصری در سینما بود، حالا بیش از آنکه به دنبال ایجاد یک انقلاب تازه باشد، مشغول بازسازی خاطره انقلاب قبلی است.
این البته به معنای تمام شدن ایدههای کامرون نیست. اما وقتی بخش بزرگی از ابزارهای روایی یک مجموعه بار دیگر به موجودات عظیم آبی، اژدهای فضایی، درختهای مقدس و گفتگو درباره پیوند معنوی موجودات با طبیعت محدود میشود، فضای چندانی برای شگفتزده کردن مخاطب باقی نمیماند.
حتی جی. آر. آر. تالکین هم اگر مجبور بود بارها شخصیتهای مرده را بازگرداند و هر بار بخش تازهای از جامعه ناویها را با گویشها و لباسهای آیینی جدید معرفی کند، احتمالا با چالش بزرگی روبهرو میشد.
کامرون شاید باید دوباره به سراغ دنیای خودش برود

شاید زمان آن رسیده باشد که کامرون اجازه دهد فیلمساز دیگری پاندورا را از زاویهای تازه ببیند. این تصمیم لزوما به معنای کنار گذاشتن او از مجموعه نیست. او میتواند همچنان در مقام تهیهکننده، نویسنده یا ناظر خلاق حضور داشته باشد و در عین حال اجازه دهد کارگردانی دیگر، زبان بصری و روایی تازهای به این جهان ببخشد.
کامرون پس از نزدیک به نیم قرن فعالیت در سینمای ژانر، حق دارد دستکم برای مدتی از پاندورا فاصله بگیرد و سراغ ایدههایی برود که سالهاست فرصت ساختشان را پیدا نکرده است. شاید حتی بد نباشد یک بار فیلمی بسازد که در آن سیگورنی ویور دوباره در نقش دختر نوجوان مادر مرحومش ظاهر نشود؛ یا فیلمی که بازیگرانش مجبور نباشند برای نگه داشتن نفس به مدت هفت دقیقه زیر آب تمرین کنند!
در نهایت، شاید این فقط کامرون نباشد که به استراحت نیاز دارد. پاندورا هم ممکن است برای زنده ماندن به یک نگاه تازه احتیاج داشته باشد. شاید یک کارگردان جدید بتواند دوباره این سوال ساده اما مهم را مطرح کند که تمام این شکوه، فناوری و هزینه عظیم برای چیست و آیا پشت این جلوههای خیرهکننده هنوز داستان تازهای برای گفتن وجود دارد یا نه.
منبع: The Guardian







