مرد عنکبوتی چگونه به محبوبترین ابرقهرمان دنیا تبدیل شد؟ • پامپا

چرا همه عاشق مرد عنکبوتی هستند؟ وقتی فیلم «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» (Spider-Man: No Way Home) سال ۲۰۲۱ اکران شد، فروش دیوانهواری داشت، طوری که فقط ۸۱۴ میلیون دلار در ایالات متحده فروخت و هرگونه اثری از خستگی از فیلمهای ابرقهرمانی را از تنامان بیرون برد. دلیل موفقیت «راهی به خانه نیست» واضح بود: سه مرد عنکبوتی در آن حضور داشتند، تام هالند، اندرو گارفیلد و توبی مگوایر. با حضور این سه، فیلم ۲۰۲۱ به تجدید دیدار خانوادهی عنکبوتی تبدیل شد.
اتفاقات زیادی دست به دست هم دادند و این تجدید دیدار را محقق کردند. فیلم انیمیشنی «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» (Spider-Man: Into the Spider-Verse) – که در مقایسه با «راهی به خانه نیست» بهشدت بهتر است – دو سال قبل اکران شده بود. «به درون دنیای عنکبوتی» هم با تکیه به کمیکها، توانست به زیبایی جنون چندجهانی را به حماسهی مرد عنکبوتی بیاورد. سازندگان «راهی به خانه نیست» هم با خودشان گفتند «بیایید همین کار را تکرار کنیم، فقط شورش را درآوریم و ببینیم میتوانیم چندتا ستارهی سینما را همزمان کنار هم بگذاریم». ما هم فکر میکردیم این کار عنکبوتی را تمام کند.
اما تازهترین فیلم دنیای مرد عنکبوتی، «روز کاملاً جدید» (Spider-Man: Brand New Day) تمام معادلات را بر هم زده است. «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» فیلم ماجراجویی ابرقهرمانی واقعاً خوبی است – نه بیشتر و نه کمتر – که در آن پیتر پارکر (تام هالند) و معشوقهاش امجی (زندایا) فرصت گفتگو هم پیدا نمیکنند (چون امجی هویت پیتر را یادش نیست). هیچکس وانمود نمیکند «روز کاملاً جدید» مثلاً به اندازهی «مرد عنکبوتی ۲» سم ریمی خوب است. با تمام این اوصاف، چیز زیادی نمانده تا «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» به پرفروشترین فیلم تاریخ تبدیل شود…حداقل تا زمانی که ماجراجویی بعدی مرد عنکبوتی از راه برسد.

اما مرد عنکبوتی چطور به محبوبترین ابرقهرمان دنیا تبدیل شده است؟ چرا حالا؟ البته این ابرقهرمان از زمان اولین حضورش در کمیکها، سال ۱۹۶۲، شخصیت محبوبی بوده است (هرچند استن لی باید سر مرد عنکبوتی با ناشر خود دعوا میکرد). اما اگر به تاریخ ۵۰ سال فرهنگ کمیک و اقتباسهای سینمایی آنها در امریکا نگاه کنید، غیرقابل انکار است که دو ابرقهرمان اصلی، همیشه سوپرمن و بتمن بودهاند. بازی کریستوفر ریو در دو فیلم اول «سوپرمن»، برای بسیاری بینقصترین تجسم لایو اکشن از یک ابرقهرمان است که تاکنون وجود داشته. دو فیلم اولِ سوپرمن اساسا زمینهی دنیاسازی ابرقهرمانی در فرهنگ عامه را فراهم کردند.
پس از آن، بتمن بود که برای دههها به عنوان ضدقهرمان فیلمهای کمیکبوکی عصر ما حکومت کرد. بتمن البته ابرقهرمانی است که هیچ قدرت فرابشری ندارد و او را به طور منحصر به فردی شبیه خودمان میکند (شاید اگر کمی توی حس برویم، فکر کنیم میتوانیم بتمن باشیم). او خدای فیلم نوآرِ غمانگیز و خونسردِ شب است که با افکار و احساسات وجودیامان ارتباط برقرار میکند. برای همین، «شوالیه تاریکی» (The Dark Knight) کریستوفر نولان به اعتقاد بسیاری، بهترین اقتباس از کمیکهای ابرقهرمانی تا به امروز است. سریال تلویزیونی دهه شصتی بتمن را هم دست کم نگیرید که دستتنها بیشترین نقش را در تثبیت فرهنگ ابرقهرمانی لایو اکشن داشت. با اپیزودهای نیمساعته و دکورهای بیکیفیت، سریال «بتمن» توانست حس غریب زنده شدن صفحات کمیک بر صفحهی تلویزیون را به ارمغان بیاورد. بازی آدام وست، که با چشمک کنایهآمیز خود میتوانست حس وقار را به مخاطب منتقل کند، تاکنون همتایی نداشته است.

آیا تام هالندِ شیرین، خوشمشرب و جذاب واقعاً میتواند با اینها رقابت میکند؟ هالند به عنوان یک بازیگر اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و شکی نیست که او اکنون حتی بیشتر از توبی مگوایر نقش را مال خودش کرده است (متأسفانه گارفیلد انگار در یک فیلم ضعیف مرد عنکبوتی گیر افتاده بود و همیشه کمی سردرگم به نظر میرسید). اساساً یک نسل با مرد عنکبوتی تام هالند بزرگ شدهاند و حالا که خود مرد عنکبوتی هم بزرگ شده است، هالند بیش از همیشه در دنیای ابرقهرمانان شاهی میکند.
یکی از دلایلی که هرازچندگاهی از فیلمهای ابرقهرمانی خسته میشویم، به همان ویژگیهایی برمیگردد که ابرقهرمانان را در کمیکها برایمان جذاب کردهاند؛ یعنی قدرت و عظمت خداگونهی آنها، اغراقآمیز بودن و شکستناپذیریاشان. این ویژگیها جز خارقالعاده بودن، میتوانند خستهکننده هم باشند. بیشتر و بیشتر این شخصیتها را میبینیم که در قالب تیمهای ابرقهرمانی – مثل انتقامجویان، مردان ایکس، چهار شگفتانگیز – از فیلمهای مختلف سردرمیآورند. آن وقت این سوال پیش میآید که وقتی دنیا پر شده از کسانی مثل آنها، آن وقت یک قهرمان واقعاً چقدر میتواند خارقالعاده باشد.

مرد عنکبوتی اما یک خاصیت بزرگ دارد که او را از این مشکل رها میکند. درست است که او یک ابرقهرمان است، اما همزمان یک پسربچهی معمولی دبیرستانی است که با اثرات نیش عنکبوت دست و پنجه نرم میکند؛ اثراتی که میتوانید آنها را به مثابهی گذراندن دوران بلوغ در نظر بگیرید. پیتر پارکر با قلدرها مواجه میشود، نمیداند چطور احساساتش را به دختر موردعلاقهاش بگوید و در مبارزهای درونی، با هویت و احساسات تازهاش کنار میآید. او جیمز دینِ ابرقهرمانان است، علیه جرم و جنایت مبارزه میکند، اما ادا و اطوار نوجوانی در سن بلوغ را دارد. مشخصاً به این شیوهای هم برمیگردد که تام هالند مرد عنکبوتی را به تصویر میکشد، با یک وجه خجالتی اما دوست داشتنی، مثل اعضای گروههای موسیقی پسرانه که مخاطب میخواهد بغلش گرفته و از او در مقابل خطرات مراقبت کند. مرد عنکبوتی همچنین به شهرش، نیویورک، وفادار است (مشخصاً به برجهای بلند آن برای تاب خوردن نیاز دارد) و به رفقا و خانوادهاش هم همینطور. اینها همه بخش مهمی از شخصیت مرد عنکبوتی هستند که درک کاراکترش را راحتتر میکنند. مخاطب میتواند تجربههای خود را در او ببینند و با پیتر ارتباط بگیرد.
همزمان، پیترِ جوان ابرقهرمانی است که با دوران کنونی ما ارتباط برقرار میکند. در سال ۱۹۷۸، شخصیت سوپرمن با هیکل تراشیده، شجاعت و شکستناپذیری ذاتی پا به میدان گذاشت و فرهنگ فیلمهای ابرقهرمانی را کلید زد. یک دهه بعد، در سالهای پرزرق و برق دههی هشتاد میلادی، بتمن از راه رسید و چشمها را به سمت خود گرداند؛ یک ابرقهرمان ثروتمند با وجهی تاریک، رفتاری سرد، خشن و قدرتمند. قدرتی که بیش از هرچیز، از درون ریشه میگرفت.
مرد عنکبوتی ابرقهرمان زمان ماست؛ ترکیب معنوی بینظیری از سوپرمن و بتمن. او اسپندکس قرمز و آبی تمام امریکایی میپوشد و به سبک خودش به اینور و آنور پرواز میکند. به سرنوشت اعتقاد دارد، اما نقاب میزند و تراماهایی را در درونش پنهان کرده است. در «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» او آشفته است و به معنای واقعی کلمه نمیداند باید چه کند. این احساس، مرد عنکبوتی را به آینهای از احساسات بسیاری از ما در این دوران آشفته تبدیل میکند؛ دورانی از تاریکی که میخواهیم در برابرش بایستیم، اما داریم در آن غرق میشویم. در فیلمهای «دنیای عنکبوتی» (Spider-Verse) – که به اندازهی خود مرد عنکبوتی، شگفتانگیز هستند – ابرقهرمان با مسائل هویتی دست و پنجه نرم میکند که حتی بتمن تاکنون مانندش را تجربه نکرده. مرد عنکبوتی کیست؟ او جنبههای روشن و تاریک فرهنگ کمیک است که همه در یک شخصیت گنجانده شده. او ابرقهرمانی است که از نگرانیها و رویاهای ما میگوید، نوجوان رمانتیکی که میخواهد خودش را بشناسد و ما را هم در این مسیر با خود همراه میکند.
منبع: Variety





