5 کاری که لینوکس بهتر از ویندوز آن‌ها را انجام می‌دهد! – پامپا

ویندوز در عمل برای بیشتر کاربران، سیستم‌عامل دسکتاپ پیش‌فرض و رایج محسوب می‌شود، بنابراین روشی که در آن کارها انجام می‌شوند معمولاً به عنوان «استاندارد» یا همان روش عادی در نظر گرفته می‌شود. با این حال، باید توجه داشت که روش و شیوه‌ای که ویندوز از آن استفاده می‌کند همیشه بهترین گزینه یا ساده‌ترین راه‌حل برای همه کاربران نیست و در بسیاری از مواقع می‌تواند محدودیت‌هایی هم داشته باشد.

می‌توانید همه برنامه‌ها را یکجا به‌روزرسانی کنید

به‌روزرسانی‌های سیستم‌عامل هم همزمان اعمال می‌شوند

در ویندوز معمولاً هر برنامه و نرم‌افزار مسئول این است که خودش به‌روزرسانی شود. یعنی هر برنامه باید جداگانه بررسی کند که نسخه جدیدی دارد یا نه و سپس آن را دانلود و نصب کند. در برخی موارد هم کاربر مجبور می‌شود به صورت دستی وارد اینترنت شود و فایل نصب نسخه جدید را دانلود کرده و دوباره آن را نصب نماید. تنها استثنا در این میان، نرم‌افزارهایی هستند که از طریق فروشگاه مایکروسافت نصب شده‌اند، چون این برنامه‌ها معمولاً از طریق همان فروشگاه به صورت خودکار به‌روزرسانی می‌شوند و کار را ساده‌تر می‌کنند.

در مقابل، در دنیای لینوکس شرایط متفاوت است و خود سیستم‌عامل بخش زیادی از فرآیند به‌روزرسانی را مدیریت می‌کند. در لینوکس، هم خود سیستم‌عامل و هم برنامه‌های نصب شده معمولاً از طریق یک سیستم مرکزی به‌روزرسانی می‌شوند و کاربر کمتر نیاز دارد به صورت جداگانه برای هر برنامه اقدام کند.

توزیع‌های لینوکس معمولاً همراه با یک برنامه مخصوص خط فرمان به نام «مدیریت بسته‌ها» (Package Manager) ارائه می‌شوند. این ابزار مدیریت بسته‌ها به یک مخزن مرکزی از نرم‌افزارها یا همان «پکیج‌ها» متصل می‌شود. در این مخزن، انواع مختلف برنامه‌ها و نسخه‌های آن‌ها قرار دارند. توسعه‌دهندگان هر توزیع لینوکس این مخزن‌های بزرگ را نگهداری و مدیریت می‌کنند، آن‌ها را از نظر امنیت و سلامت بررسی می‌کنند و سپس نسخه‌های جدید و به‌روز شده نرم‌افزارها را به تدریج به آن اضافه می‌کنند تا کاربران بتوانند به راحتی آن‌ها را دریافت و نصب کنند.

لینوکس بهتر از ویندوز

بعضی از توزیع‌های لینوکس از یک مدل به‌روزرسانی به نام «انتشار چرخشی» یا Rolling Release استفاده می‌کنند. در این مدل، به محض اینکه توسعه دهنده یک برنامه نسخه جدیدی از آن را منتشر کند و آن را به مخزن نرم‌افزاری بفرستد، همان نسخه تقریباً بلافاصله در دسترس کاربران قرار می‌گیرد. یعنی کاربر همیشه نزدیک‌ترین نسخه به آخرین نسخه موجود را دریافت می‌کند و معمولاً تأخیر زیادی بین انتشار و دریافت وجود ندارد.

در مقابل، یک مدل دیگر به نام «انتشار ثابت» یا Fixed Release وجود دارد. در این روش، نگه‌دارندگان و توسعه‌دهندگان توزیع لینوکس نسخه‌های جدید برنامه‌ها را فوراً منتشر نمی‌کنند. آن‌ها ابتدا برنامه‌ها را به دقت بررسی می‌کنند، از نظر امنیت، پایداری و هماهنگی با سیستم تست می‌کنند و زمانی که مطمئن شدند همه چیز پایدار و امن است، آن نسخه جدید را به مخازن اضافه می‌کنند. به همین دلیل، در این مدل ممکن است کمی تأخیر بین انتشار نسخه جدید یک برنامه و رسیدن آن به دست کاربران وجود داشته باشد، اما در عوض پایداری بیشتری دارد.

در هر دو حالت، چه در مدل چرخشی و چه در مدل ثابت، این ابزار «مدیر بسته‌ها» (Package Manager) است که وظیفه دارد به مخزن‌های مرکزی وصل شود و برنامه‌ها را به‌روزرسانی کند. این ابزار به طور مستقیم با مخازن نرم‌افزاری ارتباط برقرار می‌کند و نسخه‌های جدید برنامه‌ها را دریافت و نصب می‌کند.

برای مثال، در توزیع‌هایی که بر پایه دبیان (Debian) هستند، مانند اوبونتو، می‌توان از دستوری مانند زیر استفاده کرد:

sudo apt update && sudo apt upgrade

این دستور باعث می‌شود ابتدا لیست بسته‌ها به‌روز شود و سپس همه برنامه‌های نصب شده به آخرین نسخه‌ای که توسط تیم دبیان امن و پایدار تشخیص داده شده‌اند ارتقا پیدا کنند. یعنی کاربر در نهایت جدیدترین نسخه‌هایی را دریافت می‌کند که از نظر سیستم، قابل اعتماد و بدون مشکل شناخته شده‌اند.

در یک توزیع با مدل انتشار چرخشی مثل آرچ لینوکس (Arch Linux)، کاربر می‌تواند از دستور زیر استفاده کند:

sudo pacman -Syu

این دستور همه برنامه‌ها را یکجا بررسی می‌کند و جدیدترین نسخه‌هایی را که توسعه‌دهندگان منتشر کرده‌اند دانلود و نصب می‌کند. در نتیجه، اگر کسی از توزیعی مثل آرچ لینوکس استفاده کند، سیستم‌عامل و برنامه‌های او همیشه بسیار به‌روز هستند و جدیدترین قابلیت‌ها را زودتر از دیگران دریافت می‌کنند.

این نوع دستورات معمولاً همزمان سیستم‌عامل را نیز در کنار برنامه‌ها به‌روز می‌کنند. به همین دلیل است که در لینوکس معمولاً پیام‌هایی مثل «لطفاً صبر کنید، سیستم در حال به‌روزرسانی است» به شکل اجباری و وسط کار ظاهر نمی‌شود، چون فرآیند به‌روزرسانی به شکل یکپارچه و قابل کنترل توسط کاربر انجام می‌گیرد.

حذف گروهی برنامه‌ها به صورت همزمان

نیازی به استفاده از برنامه‌های جانبی نیست

در سیستم‌عامل ویندوز، هر برنامه معمولاً خودش مسئول حذف شدن از روی سیستم است. یعنی این وظیفه بر عهده توسعه دهنده نرم‌افزار است که یک برنامه حذف (Uninstaller) برای نرم‌افزار خود بنویسد و آن را همراه همان برنامه ارائه کند تا کاربر بتواند از طریق آن، نرم‌افزار را پاک کند. اما مشکل اینجاست که اگر این برنامه حذف کننده عملکرد خوبی نداشته باشد یا به درستی طراحی نشده باشد، ممکن است نتواند همه آثار برنامه را از سیستم پاک کند. در چنین حالتی، ممکن است فایل‌های اضافی، فرآیندهای باقی مانده در پس‌زمینه، داده‌های بی‌استفاده یا حتی ورودی‌های بی‌مصرف در رجیستری ویندوز باقی بمانند. به همین دلیل هم در ویندوز معمولاً فقط می‌توان برنامه‌ها را یکی یکی حذف کرد و حذف گروهی به شکل پیش‌فرض وجود ندارد.

اما در لینوکس وضعیت کاملاً متفاوت است، چون خود سیستم‌عامل مدیریت حذف برنامه‌ها را بر عهده دارد. در اینجا همان ابزار «مدیر بسته‌ها» (Package Manager) که برای نصب و به‌روزرسانی استفاده می‌شود، برای حذف کردن برنامه‌ها هم به کار می‌رود و همه کارها را به شکل تمیز و یکپارچه انجام می‌دهد.

لینوکس بهتر از ویندوز

برای مثال در توزیع‌های مبتنی بر دبیان (مثل اوبونتو)، می‌توان از دستور زیر برای حذف یک برنامه استفاده کرد:

sudo apt purge firefox

اجرای این دستور باعث می‌شود مرورگر فایرفاکس به طور کامل و فوری از سیستم حذف شود. در این حالت نه تنها خود برنامه، بلکه فایل‌های تنظیمات و داده‌های مرتبط با آن هم پاک می‌شوند تا چیزی از آن باقی نماند.

اگر بخواهید چند برنامه را همزمان و در یک مرحله حذف کنید، کافی است نام همه آن‌ها را پشت سر هم در همان دستور بنویسید. برای مثال:

sudo apt purge firefox thunderbird gimp vlc

این دستور به صورت همزمان چند برنامه را با هم حذف می‌کند و کاربر را از انجام عملیات تکراری و جداگانه بی‌نیاز می‌سازد.

همچنین اگر فقط بخواهید یک برنامه خاص مثل GIMP را حذف کنید، می‌توانید از دستور ساده‌تری مانند زیر استفاده کنید:

sudo apt remove gimp

در مقابل، در ویندوز برای انجام چنین کاری و حذف گروهی برنامه‌ها معمولاً باید از نرم‌افزارهای جانبی استفاده کرد. مثلاً ابزارهایی مثل BCU یا Bulk Crap Uninstaller به کار می‌روند تا بتوان چندین برنامه را به صورت همزمان حذف کرد و همچنین فایل‌های اضافی و زباله‌هایی را که آن برنامه‌ها در سیستم باقی گذاشته‌اند پاک‌سازی کرد.

بازیابی یک سیستم لینوکسی خراب بسیار ساده‌تر است

نیازی به نصب دوباره سیستم‌عامل نیست

در ویندوز، اگر سیستم دچار یک خطای جدی مثل «صفحه آبی مرگ» شود یا یک مشکل بزرگ و ناگهانی رخ دهد، معمولاً کاربر وارد یک صفحه بازیابی می‌شود. در این صفحه چند گزینه محدود در اختیار او قرار می‌گیرد، مثل اجرای ابزار تعمیر هنگام راه‌اندازی (Startup Repair)، استفاده از نقطه بازگردانی سیستم (System Restore Point)، یا ریست کردن کامل کامپیوتر به حالت اولیه. در عمل، همین چند گزینه تقریباً تمام امکاناتی است که کاربر در آن مرحله در اختیار دارد و گزینه‌های بیشتری وجود ندارد.

اگر کاربر از قبل یک نقطه بازگردانی (Restore Point) ساخته باشد، شاید بتواند سیستم را به حالت قبلی برگرداند. اما در بسیاری از مواقع، اگر چنین نقطه‌ای وجود نداشته باشد یا مشکل خیلی جدی باشد، کاربر مجبور می‌شود کل سیستم‌عامل ویندوز را دوباره از ابتدا نصب کند! این کار زمان‌بر است و ممکن است باعث از دست رفتن بسیاری از اطلاعات حیاتی شود. تا زمانی که ویندوز دوباره نصب نشود، معمولاً دسترسی به فایل‌ها از طریق همان محیط بازیابی محدود و سخت است.

از نظر فنی، در ویندوز امکان باز کردن خط فرمان (Command Prompt) وجود دارد تا کاربر بتواند با دستورات متنی به فایل‌های خود دسترسی پیدا کند. اما مشکل اینجاست که در این حالت معمولاً یک فایل‌منیجر گرافیکی ساده و راحت برای کار با فایل‌ها در دسترس نیست و کار کمی پیچیده‌تر می‌شود، به خصوص برای کاربرانی که به محیط گرافیکی عادت دارند.

لینوکس بهتر از ویندوز

اما در لینوکس شرایط بسیار متفاوت و انعطاف‌پذیرتر است. اگر سیستم لینوکسی دچار مشکل شود، معمولاً بازیابی آن بسیار راحت‌تر انجام می‌شود. بیشتر توزیع‌های لینوکس دارای قابلیتی به نام «محیط زنده لینوکس» (Live Linux Environment) هستند. این یعنی کاربر می‌تواند سیستم را مستقیماً از روی یک فلش USB بوت کند و وارد یک نسخه کامل و زنده از لینوکس شود، بدون اینکه نیاز به نصب آن روی هارد دیسک داشته باشد.

در این حالت، کاربر می‌تواند به فایل‌های سیستم خراب شده دقیقاً مثل یک کامپیوتر عادی دسترسی داشته باشد، آن‌ها را باز کند، کپی کند یا مدیریت کند. برای مثال، در لینوکس مینت (Linux Mint) محیط زنده دسکتاپی وجود دارد که حتی منوی برنامه‌ها و ابزارهای گرافیکی کامل را در اختیار کاربر قرار می‌دهد و تجربه‌ای شبیه یک سیستم واقعی ارائه می‌دهد.

علاوه بر این، کاربر می‌تواند از همین سیستم موقت برای دسترسی ریشه (Root Access) به سیستم خراب شده استفاده کرده و مشکلات آن را برطرف کند. چون در این حالت دسترسی کامل به فایل‌ها و تنظیمات سیستم وجود دارد، می‌توان دقیقاً همان بخشی را که باعث خرابی شده شناسایی و اصلاح کرد، بدون اینکه نیاز به نصب دوباره کل سیستم‌عامل باشد. حتی در برخی موارد، می‌توان رمز عبور فراموش شده سیستم را هم از همین طریق تغییر داد و دوباره به سیستم دسترسی پیدا کرد.

سیستم پشتیبان‌گیری که واقعاً کاربردی است

ذخیره نسخه‌های کامل و دقیق از وضعیت سیستم

در ویندوز قابلیتی به نام «نقطه بازگردانی سیستم» (System Restore Point) وجود دارد که می‌تواند برخی از فایل‌های مهم سیستم‌عامل و تنظیمات اصلی را ذخیره کند تا در صورت بروز مشکل، امکان بازگرداندن آن‌ها فراهم باشد. با این حال، این قابلیت یک نسخه پشتیبان کامل از کل کامپیوتر تهیه نمی‌کند. در واقع، بسیاری از فایل‌های شخصی، تنظیمات برنامه‌ها و بخش‌های مختلف سیستم ممکن است در این فرآیند ذخیره نشوند و بنابراین همیشه نمی‌توان روی آن به عنوان یک راهکار جامع برای پشتیبان‌گیری حساب کرد.

در لینوکس، ابزاری محبوب و شناخته شده به نام تایم‌شیفت (Timeshift) وجود دارد که رویکرد متفاوتی به پشتیبان‌گیری دارد. این برنامه می‌تواند از کل سیستم یک «تصویر لحظه‌ای» یا Snapshot تهیه کند. اسنپ‌شات را می‌توان مانند یک عکس کامل از وضعیت فعلی سیستم در یک لحظه خاص در نظر گرفت؛ عکسی که تقریباً همه چیز را در خود نگه می‌دارد.

لینوکس بهتر از ویندوز

این نسخه‌های لحظه‌ای تنها شامل فایل‌های سیستمی نیستند، بلکه می‌توانند جزئیات بسیار بیشتری را نیز ذخیره کنند. برای مثال، حتی چیدمان آیکون‌های روی دسکتاپ، تنظیمات محیط کار، تصویر پس‌زمینه (والپیپر) و بسیاری از تغییرات دیگر نیز می‌توانند در این اسنپ‌شات‌ها ثبت شوند. به همین دلیل، وقتی سیستم را به یک اسنپ‌شات قدیمی بازمی‌گردانید، احساس می‌کنید دقیقاً به همان روز و همان وضعیت قبلی برگشته‌اید!

فرض کنید یک برنامه جدید نصب کرده‌اید و بعد از نصب متوجه می‌شوید که تنظیمات سیستم به هم ریخته است یا عملکرد سیستم دیگر مانند قبل نیست. یا شاید تغییراتی در سیستم ایجاد کرده‌اید که بعداً از آن‌ها راضی نیستید. در چنین شرایطی، به جای صرف زمان زیاد برای پیدا کردن علت مشکل و برطرف کردن آن، می‌توانید به سادگی با استفاده از Timeshift سیستم را به یکی از اسنپ‌شات‌های قبلی بازگردانید و همه چیز را به وضعیت سالم و پایدار گذشته برگردانید.

این قابلیت باعث می‌شود کاربر با خیال راحت‌تری تغییرات مختلف را روی سیستم آزمایش کند، چون می‌داند در صورت بروز مشکل راه ساده‌ای برای بازگشت به وضعیت قبلی وجود دارد. به همین دلیل بسیاری از کاربران لینوکس، به ویژه کسانی که مرتب نرم‌افزارهای جدید نصب می‌کنند یا تنظیمات سیستم را تغییر می‌دهند، Timeshift را یکی از مفیدترین ابزارهای موجود می‌دانند.

راه‌اندازی یک سرور خانگی

ویندوز حتی به این سطح هم نزدیک نمی‌شود!

لینوکس روی بخش بزرگی از سرورهای وب در سراسر جهان نصب شده و این موضوع اصلاً اتفاقی و بی‌دلیل نیست. در واقع، دلایل فنی و ساختاری زیادی وجود دارد که باعث شده لینوکس به انتخاب اصلی برای سرورها و سیستم‌های همیشه روشن تبدیل شود.

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های لینوکس این است که می‌تواند به صورت کامل «بدون واسط گرافیکی» یا Headless اجرا شود. یعنی سیستم‌عامل بدون نیاز به محیط گرافیکی و فقط با استفاده از خط فرمان (کنسول متنی) کار می‌کند. در چنین حالتی، کاربر یا مدیر سیستم می‌تواند همه چیز را از طریق دستورات متنی مدیریت کند، بدون اینکه نیازی به پنجره‌ها، آیکون‌ها یا محیط دسکتاپ داشته باشد.

این ویژگی باعث می‌شود تقریباً تمام توان پردازشی سیستم صرف اجرای سرویس‌ها و برنامه‌های اصلی شود، نه صرف نمایش گرافیک و جلوه‌های بصری سیستم‌عامل. به همین دلیل، کارایی سرور بالاتر می‌رود و منابع سخت‌افزاری بهتر استفاده می‌شوند. همچنین می‌توان از راه دور و از هر جایی با استفاده از SSH به این سیستم‌ها متصل شد و آن‌ها را مدیریت کرد، بدون اینکه حتی نیاز باشد یک مانیتور به دستگاه وصل باشد یا کسی به صورت فیزیکی کنار آن حضور داشته باشد.

لینوکس بهتر از ویندوز

همان‌طور که در بخش‌های قبل هم اشاره شد، به‌روزرسانی یک سیستم لینوکسی معمولاً فقط با یک دستور ساده انجام می‌شود. این دستور می‌تواند در پس‌زمینه اجرا شود و بدون اینکه کاربر مزاحمتی احساس کند، سیستم را به‌روز نگه دارد. در بسیاری از موارد حتی نیازی نیست سیستم خاموش یا ریستارت شود تا به‌روزرسانی اعمال شود، مگر در شرایط خاص.

علاوه بر استفاده در سرورها، لینوکس روی کامپیوترهای شخصی هم مزایای زیادی دارد. برای مثال، این سیستم‌عامل گزینه بسیار خوبی برای اجرای کانتینرهای Docker است. Docker ابزاری است که اجازه می‌دهد برنامه‌ها در محیط‌های ایزوله و مستقل اجرا شوند و مدیریت آن‌ها ساده‌تر شود. در حال حاضر لینوکس به صورت بومی از Docker پشتیبانی می‌کند و اجرای آن روی این سیستم بسیار روان و استاندارد است.

در مقابل، ویندوز به طور طبیعی و مستقیم از Docker پشتیبانی نمی‌کند و معمولاً برای اجرای آن نیاز به اقدامات اضافی یا ابزارهای واسط دارد. همین موضوع باعث می‌شود لینوکس در این زمینه گزینه‌ای ساده‌تر، سبک‌تر و کارآمدتر برای توسعه‌دهندگان و مدیران سیستم باشد.

برخی کارها هستند که ویندوز در آن‌ها خیلی خوب عمل می‌کند، اما این پنج مورد جزو آن‌ها نیستند!

بیشتر مردم معمولاً فکر می‌کنند که بین این دو سیستم‌عامل، ویندوز گزینه ساده‌تر و راحت‌تری برای استفاده روزمره است. در بسیاری از موارد هم این تصور درست است، چون ویندوز برای کاربران عادی طراحی شده و تجربه کاربری ساده‌تری ارائه می‌دهد. اما این موضوع همیشه و در همه زمینه‌ها صدق نمی‌کند و در برخی بخش‌ها، ویندوز در مقایسه با لینوکس ضعف‌هایی هم دارد که نمی‌توان نادیده گرفت.

در واقع، خود شرکت مایکروسافت هم در سال‌های اخیر تلاش کرده است برخی از قابلیت‌هایی را که در دنیای لینوکس وجود دارد، در ویندوز شبیه‌سازی یا پیاده‌سازی کند. یکی از مهم‌ترین این تلاش‌ها مربوط به سیستم مدیریت بسته‌ها (Package Management) است؛ همان سیستمی که در لینوکس برای نصب، حذف و به‌روزرسانی نرم‌افزارها به صورت یکپارچه استفاده می‌شود. مایکروسافت سعی کرده با ابزارهایی مثل سیستم‌های جدید مدیریت نرم‌افزار در ویندوز، این تجربه را تا حدی مشابه‌سازی کند و تا حدودی هم در این مسیر موفق بوده است.

با این حال، این شبیه‌سازی هنوز کامل و دقیقاً مشابه لینوکس نیست و در برخی جنبه‌ها محدودیت‌هایی دارد. به همین دلیل، تجربه مدیریت نرم‌افزار در لینوکس همچنان یکپارچه‌تر و منسجم‌تر به نظر می‌رسد.

از طرف دیگر، مایکروسافت حتی تلاش کرده است بخشی از نرم‌افزارهای دنیای GNU را نیز به ویندوز بیاورد. پروژه GNU شامل مجموعه بزرگی از ابزارهای متن‌باز است که در دنیای لینوکس بسیار گسترده استفاده می‌شوند. هدف از این کار این بوده که کاربران ویندوز هم بتوانند از برخی ابزارها و قابلیت‌های مشابه لینوکس بهره‌مند شوند و فاصله بین این دو اکوسیستم کمتر شود.

با وجود این تلاش‌ها، هنوز هم تفاوت‌های مهمی بین این دو سیستم‌عامل وجود دارد و در برخی زمینه‌ها لینوکس ساختار متفاوت‌تر، منسجم‌تر و بعضاً ساده‌تر برای مدیریت سیستم ارائه می‌دهد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا