من کیستم؟ ز مردم دنیا رمیدهای!

فرارو- رهی معیری از شاعران به نام ایرانی است. او که یکی از شاعران بزرگ معاصر است، علاوه بر غزل، دستی هم در تصنیفسازی داشت.
به گزارش فرارو، معیری، در غزلی که برایتان انتخاب کردهایم به زیبایی هر چه تمامتر درماندگی انسان را در مقابل اندوه روزگار به تصویر کشیده است.
من کیستم ز مردم دنیا رمیدهای
چون کوهسار پای به دامن کشیدهای
از سوز دل چو خرمن آتش گرفتهای
وز اشک غم چو کشتی طوفان رسیدهای
چون شام بی رخ تو به ماتم نشستهای
چون صبح از غم تو گریبان دریدهای
سر کن نوای عشق که از های و هوی عقل
آزردهام چو گوش نصیحت شنیدهای
رفت از قفای او دل از خود رمیدهام
بی تاب تر ز اشک به دامن دویدهای
ما را چو گردباد ز راحت نصیب نیست
راحت کجا و خاطر ناآرمیدهای
بیچارهای که چاره طلب می کند ز خلق
دارد امید میوه ز شاخ بریدهای
از بس که خون فرو چکد از تیغ آسمان
ماند شفق به دامن در خون کشیدهای
با جان تابناک ز محنت سرای خاک
رفتیم همچو قطره اشکی ز دیدهای
دردی که بهر جان رهی آفریدهاند
یا رب مباد قسمت هیچ آفریدهای




