چرا سریال «هیلو» به یک شکست بزرگ تبدیل شد؟

با توجه به محبوبیت بالای مستر چیف و بازیهای «هیلو» (Halo)، بدیهی بود که دیر یا زود پای این فرنچایز به دنیای آثار لایو اکشن باز شود. ایدهی اولیه یک فیلم سینمایی بود که نیل بلومکمپ (کارگردان «منطقهی 9») وظیفهی ساخت آن را برعهده گرفت اما این پروژه به جایی نرسید تا اینکه سالها بعد، شبکهی شوتایم و استودیوی امبلین، موفق شدند نسخهی تلویزیونی آن را بسازند. سریال «هیلو» با هیاهوی فراوان از سرویس استریم پارامونت پلاس منتشر شد اما خیلی زودتر از انتظار به پایان خط رسید.
هر دو فصل «هیلو» نقدهای قابل قبولی دریافت کردند اما در نهایت، این سریال پس از دو فصل و 17 قسمت، توسط مدیران ارشد پارامونت پلاس لغو و بایگانی شد. حالا کمتر کسی این سریال را به یاد میآورد، با این حال، ارزشش را دارد که به عقب برگردیم و ببینیم چه اتفاقی رخ داد. در این مقاله، عواملی که باعث شکست این سریال شدند را بررسی میکنیم.
باز شدن در صفحه دیجیکالا
سریال «هیلو» خیلی دیر از راه رسید

سال 2007 بود که بازی «هیلو 3» برای کنسول ایکسباکس 360 منتشر و به یک رویداد فرهنگی تبدیل شد که تا آن زمان برای هیچ بازی ویدئویی دیگری رخ نداده بود. این بازی با رکوردشکنی در فروش و برانگیختن اشتیاقی وصفناپذیر در جامعهی هواداران «هیلو»، لحظهای شکوهمند بود که به همه ثابت کرد دنیای مستر چیف تا چه اندازه در فرهنگ عامه محبوبیت پیدا کرده است.
متاسفانه، این نقطهی اوج فرنچایزی بود که در ادامه، سقوط آزاد را تجربه کرد و تقریبا همهی تیرهایش خطا رفت. بازیهای بعدی هرگز نتوانستند به اندازهی «هیلو 3» مورد تحسین قرار بگیرند و کیفیت این مجموعه به شکل ملموسی پایین آمد. قسمتهای جدید شاید فروش قابل قبولی داشته باشند اما «هیلو» دیگر بر جهان پادشاهی نمیکند.
باز شدن در صفحه دیجیکالا
بنابراین، عجیب بود که در دوران افول فرنچایز، قرار است سریالی گرانقیمت برای آن تولید شود. اگر این سریال سال 2010 یا 2011 پخش میشد، قطعا میتوانست موفق باشد و روی موج محبوبیت «هیلو 3» سوار شود. اما در عوض، در برههای منتشر شد که بازیهای «هیلو» دیگر رکوردهای فروش را جابهجا نمیکردند و کسی به خاطر این فرنچایز، خودش را به آب و آتش نمیزد.
در باب مقایسه، انیمیشن سینمایی «برادران سوپر ماریو» سال 2023 اکران شد، یعنی حدود دو سال پس از عرضهی بازی پرفروشی مثل «سوپر ماریو تریدی ورلد». از آنجا که «ماریو» همچنان یک فرنچایز بیرقیب در دنیای بازی بود (و هست)، تعجبی نداشت که نسخهی سینمایی آن گیشه را به آتش بکشد. سریال «هیلو» اما زمانی از راه رسید که اشتیاق هواداران فروکش کرده بود.
«هیلو» به رقبای قدرتمندی برخورد کرد

سال 2022 برای عاشقان سریالهای علمی-تخیلی درخشان سپری شد، چون تقریبا هر ماه یک اثر بزرگ از راه میرسید و همه را مجذوب خود میکرد. مینیسریال «اوبی وان کنوبی» و «پیشتازان فضا: جهانهای جدید شگرف» هر دو در ماه مه 2022 پخش خود را آغاز کردند. بعد، قسمتهای جدید «کتاب بوبا فت» منتشر شد و البته فصل اول سریال «جداسازی» در اپل تیوی پلاس، سریالدوستان را غافلگیر کرد. به عبارت دیگر، 2022 سالی فوقالعاده برای این ژانر بود؛ کیفیت بالای سریالها برای شیفتگان این ژانر خبر خوشی به حساب میآمد اما برای تیم تولید «هیلو»؟ این یک کابوس تلخ بود.
فصل اول سریال، در این بازار شلوغ، شانس زیادی برای دیده شدن نداشت. حتی قسمتهای پایانی آن همزمان با قسمتهای ابتدایی سریال «پیشتازان فضا: جهانهای جدید شگرف» روی پارامونت پلاس قرار گرفت. در آن مقطع زمانی، سریالهای زیادی وجود داشتند که وعدهی انفجار، سکانسهای اکشن عظیم و دشمنان فضایی را به مخاطب میدادند. «هیلو» ویژگی خاص یا جدیدی نداشت که آن را متمایز کند. بنابراین، مخاطبان به سراغ اثر خوشساخت و خلاقانهتری همچون «جداسازی» رفتند یا ترجیح دادند پروژههای مرتبط با برند تثبیتشدهای مانند «جنگ ستارگان» را تماشا کنند.
طرفداران دوآتشهی «هیلو» به سریال پشت کردند

سریالهای و فیلمهای اقتباسی از فرنچایزهای بزرگ، اغلب تمام تلاش خود را میکنند تا به همه اطمینان دهند که این آثار «برای طرفداران» ساخته شدهاند. چون تنها بهواسطهی حمایت طرفداران است که این پروژهها شانس ادامه پیدا کردن یا موفقیت در گیشه را دارند. با این حال، حتی قبل از اینکه قسمت اول سریال «هیلو» منتشر شود، موج عظیمی از واکنشهای منفی از سوی هواداران علیه آن شکل گرفت. انتقادات دلایل متفاوت -و قابل درکی- داشت: از نشان دادن چهرهی مستر چیف تا اعتراض به اعضای تیم تولید که گفته بودند هنگام ساخت سریال، به بازیهای «هیلو» نگاه نکرده و از آنها الهام نگرفتهاند!
باز شدن در صفحه دیجیکالا
البته آثار متعددی داشتهایم که علیرغم بازخوردهای منفی برخی هواداران، توانستهاند پربیننده باشند و نقدهای مثبت کسب کنند. «هیلو» اما نه آنقدر شاهکار بود که منتقدان شیفتهاش شوند و نه آنقدر موفق که بتواند در برابر انتقادات دوام بیاورد. پارامونت حتی این شانس را داشت که برای فصل دوم، به حرف طرفداران گوش کند اما این کار را انجام نداد. و مطابق انتظار، قبل از اینکه این فصل هم از راه برسد، طرفداران در شبکههای اجتماعی از آن بد میگفتند. ضمن اینکه چند سکانس سوالبرانگیز و عجیب هم در سریال وجود داشت که خشم طرفداران را بیشتر کرد.
بودجهی نجومی سریال کمکی به آن نکرد

مارول پس از حواشی و جنجالهایی که پیرامون سریال «تهاجم مخفی» (و بودجهی دیوانهوار 212 میلیون دلاریاش برای شش اپیزود) رخ داد، تغییرات بزرگی در روند ساخت سریالهای خود برای دیزنی پلاس ایجاد کرد. مهمترین تغییر این بود که آثار تلویزیونی مارول دیگر نباید هزینهی تولید سرسامآوری داشته باشند تا شکستهایی مثل «تهاجم مخفی» رخ ندهد. از این رو، پروژههای جدید آنها -مانند «آگاتا»- در ابعاد کوچکتری نسبت به «وانداویژن» یا «فالکون و سرباز زمستان» تولید شدند. مارول اما تنها استودیویی نبود که متوجه شد تزریق صدها میلیون دلار به سریالها و پخش آنها از سرویسهای استریم، استراتژی منطقی و تضمینشدهای نیست.
بدیهی بود که سریال «هیلو» هم در این زمینه دچار مشکل شود. طبق گزارشها، ساخت فصل اول این سریال حدود 200 میلیون دلار هزینه برداشته است! اینکه مدیران پارامونت پیش خود چه فکر کرده بودند که چنین پول هنگفتی را به «هیلو» اختصاص دادند، واقعا شگفتآور است. چنین بودجهای تنها در صورتی قابل درک بود که «هیلو» به اندازهی «استرنجر تینگز» پرطرفدار باشد.
پس از انتشار فصل دوم و آمار پایین بینندگان آن، پارامونت بهترین کار را انجام داد، یعنی پرچم سفید را به نشانهی تسلیم بالا آورد و این سریال را کنار گذاشت. وقتی دیزنی پلاس با آن همه عظمت، نتوانست سریالهای مارولی 200 میلیون دلاریاش را توجیه کند، خرج کردن همین مقدار پول بیزبان برای سریالی مثل «هیلو» دستکمی از جنون نداشت. به این ترتیب، دوران ریختوپاش استودیوها در حوزهی استریم به پایان رسید و فقط آن آثاری باقی ماندند که با بودجهای معقول تولید شدهاند یا آمار بینندگان به شدت بالایی دارند.
سریال «هیلو» در جذب مخاطبان عام هم ناکام ماند

اگر میخواهید سریال تلویزیونی شما پربیننده باشد، باید فارغ از طرفداران دوآتشه، توجه مخاطبان عادی را هم جلب کنید. یک مثال واضح، تاثیرگذاری فرهنگی «بازی تاج و تخت» است؛ این سریال فقط برای کسانی که کتابهای اصلی جرج آر. آر. مارتین را خوانده بودند، جذاب نبود، بلکه همه عاشق این جهان فانتزی شدند. یا سریال «مندلورین» که لزومی ندارد طرفدار «جنگ ستارگان» باشید تا آن را ببینید و لذت ببرید. یک سریال خوب، همیشه این توانایی را دارد که قشرهای مختلف را میخکوب کند.
اما «هیلو» در این زمینه هم منفعل بود و کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که مثلا با تماشای این سریال، عاشق فرنچایز «هیلو» شده باشد. سریال «فالاوت» را به یاد بیاورید که حتی آنهایی که گیمر نیستند را هم تهییج کرد تا به سراغ بازیها بروند، و طرفداران هم دوباره بازگشتند تا نسخههای قبلی فرنچایز را تجربه کنند، بنابراین آمار بازیکنان بازی «فالاوت 4» یا «فالاوت 76» ناگهان چند برابر شد.
آمار «هیلو» در فصل دوم به مراتب فاجعهبارتر بود تا مشخص شود که مخاطبان با بیتفاوتی از کنار آن عبور کردهاند. در یک جهان ایدهآل، این سریال باید در زمینهی تعداد بینندگان، رکوردشکنی میکرد و حتی کسانی که در زندگی خود، یک بار هم دستهی ایکسباکس را لمس نکردهاند، به تماشای آن مینشستند. در عوض، آمار سریال نشان داد که حتی طرفداران فرنچایز هم علاقهای به تماشای آن ندارند. در پایان، ضعف این سریال در جذب مخاطب عام را باید بزرگترین دلیل شکست آن بدانیم، چون هر سریال بزرگی برای بقای خود، به بیننده نیاز دارد.
منبع: looper
باز شدن در صفحه دیجیکالا






