از «بلید رانر ۲۰۹۹» تا «نورومنسر»، امسال سال سایبرپانک است • پامپا

ژانر سایبرپانک این روزها حسابی داغ شده است؛ از خبر بازگشت «بلید رانر» (Blade Runner)، این بار در قالب سریالی تلویزیونی، تا خبر انتشار سریال «نورومنسر» (Neuromancer) از شبکه‌ی اپل‌تی‌وی، امسال سالی است که مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نام‌های دنیای سایبرپانک قرار است به تلویزیون بیایند و این اگر یک چیز را مشخص کند، این است که امسال، سال سایبرپانک است.

با محبوبیت ژانر سایبرپانک در دنیای ادبیات، سینما و به ویژه بازی‌های ویدیویی، احتمالاً همه‌اتان با آن آشنا هستید. سایبرپانک (Cyberpunk)، متشکل از دو کلمه‌ی «سایبر» و «پانک»، به شاخه‌ای از ژانر علمی-تخیلی اشاره دارد که در آن با دنیاهایی دسیتوپیایی سروکار داریم که پیشرفت تکنولوژی و غلبه‌ی شرکت‌های بزرگ بر اقتصاد و سیاست، سرنوشت محتومی برای اکثریت طبقه‌ی متوسط ایجاد کرده که برای آن‌ها، چاره‌ای جز آنارشی نمی‌گذارد. در این دنیاهای سایبرپانک، فضاهای دیجیتالی بر فضاهای واقعی غلبه دارند، با پیشرفت‌های علمی و ساده‌سازی فرایند جایگزینی اندام‌ها، تعاریف سنتی از جنسیت معنای خود را از دست داده‌اند، و تجمع قدرت در دست گروهی محدود، انبوهی از فقر، فساد و فلاکت برای اکثریت به بار می‌آورد.

سایبرپانک سال‌هاست که در دایره‌ی گفتمان‌های ادبی و سینمایی وجود دارد. اما جوش و خروش آن را می‌توان در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی و جنبش علمی-تخیلی موج نو با نویسندگان برجسته‌ای چون فیلیپ کی. دیک، جِی. جی. بالارد و هارلان الیسون دید که از آرمان‌شهرهای معمول در ژانر علمی-تخیلی فاصله گرفتند و از آینده‌های نزدیک، پادآرمان‌شهرهایی ساختند که بنیان آن‌ها با فرهنگ تکنولوژیک و فروپاشی اجتماعی گره خورده است.

اما چرا امسال سال سایبرپانک است؟ با پیشرفت‌های بی‌امان تکنولوژیک، انگار امروز ما در حال زندگی در دیستوپیاهایی هستیم که روزگاری نویسندگان آن را در آینده‌های دوردست تصور می‌کردند. شاید ماشین‌های پرنده هنوز به واقعیت‌های روزمره‌امان تبدیل نشده باشند، اما هوش مصنوعی، از دست رفتن حریم خصوصی، پروپاگاندا و هدایت جریان اطلاعات، سلطه‌ی شرکت‌های تکنولوژیک بر فضای سیاسی و اقتصادی، نابودی منابع زمین و محیط زیست به نفع اهداف شرکت‌های تکنولوژیک، فاصله گرفتن از قوانین قدیمی اجتماعی و چارچوب‌های هویتی، همه‌ی این‌ها ما را به دنیایی سایبرپانک نزدیک و نزدیک‌تر می‌کنند. پس عجیب نیست که نویسندگان در سینما و تلویزیون هم دغدغه‌های امروزی را در ساخته‌های خود بازتاب دهند.امسال با عناوینی چون «سایبرپانک: اج رانرز»،‌ »بلید رانر ۲۰۹۹»، «شبح درون پوسته» و «نورومنسر»، یک سال طلایی در انتظار طرفداران سایبرپانک است.

سایبرپانک برای دهه‌ای جدید

اولین عنوانی که در سال ۲۰۲۰، نوید عصر تازه‌ای را در ژانر سایبرپانک داد، نه یک فیلم یا سریال، که بازی ویدیویی «سایبرپانک ۲۰۷۷» (Cyberpunk 2077) بود؛ بازی ساخته‌ی CD Project Red که پیشتر به‌خاطر سری «ویچر» (The Witcher) شناخته می‌شد، اما از ۲۰۲۰ تاکنون، با «سایبرپانک ۲۰۷۷» و بسته‌ی الحاقی آن، «فانتوم لیبرتی» (Phantom Liberty)، (و دنباله‌ای که در راه است اما هنوز اطلاعات چندانی درباره‌اش نداریم)، مخاطبان تازه‌ای را به ژانر کشانده است. انیمه‌ی «سایبرپانک: اج رانرز» (Cyberpunk: Edgerunners)، که از دنیای بازی CD Project الهام می‌گیرد، عنوان دیگری بود که مخاطبان را از دنیای انیمه به سمت سایبرپانک کشاند.

باوجود انتشار تنها یک فصل از «سایبرپانک: اج رانرز» روی نتفلیکس در سال ۲۰۲۲، این عنوان هنوز هم سر زبان طرفداران ژانر است. محبوبیت «سایبرپانک: اج رانرز» و کاراکترهای آن تاجایی است که ۳-۴ سال بعد از انتشار انیمه، شخصیت لوسی از بازی‌هایی چون «گیلتی گیر استرایو» (Guilty Gear Strive) و «وثرینگ ویوز» (Wuthering Waves) سردرآورده و به نظر نمی‌رسد این محبوبیت حالاحالاها بخواهد فروکش کند. محبوبیت فزاینده‌ی «اج رانرز» و نقدهای عالی آن، نتفلیکس را مجاب کرد تا به ساخت فصل دیگری برای انیمه چراغ سبز نشان دهد.

امسال بالاخره این انیمه‌ی استودیو «تریگر» (Trigger) – سازنده‌ی انیمه‌هایی چون «کیل لا کیل» (Kill la Kill)، «پرومر» (Promare)، «آکادمی جادوگران کوچک» (Little Witch Academia) و «خوشمزه در دانجن» (Delicious in Dungeon) – با فصل دوم خود به نتفلیکس برمی‌گردد. فصل دوم «سایبرپانک: اج رانرز» قرار است با گروه کاراکترهای کاملا تازه، داستانی متفاوت از فصل اول را دنبال کند؛ امری که با توجه به تمام شدن آرک شخصیت‌های فصل قبل، کاملاً منطقی به نظر می‌رسد.

بهترین انیمه‌هایی که تابستان ۲۰۲۶ منتظرشان هستیم؛ از «بلیچ» تا «شبح درون پوسته»

«بلید رانر» و تعریف آینده‌ای دیستوپیایی

سریال «بلید رانر ۲۰۹۹»

اما بازی‌های «سایبرپانک ۲۰۷۷» و به تبع آن، انیمه‌ی «سایبرپانک: اج رانرز» که امروزه حسابی بین مخاطبان جوان محبوبیت پیدا کرده‌اند، هویت بصری خود را مدیون یک فیلم هستند: «بلید رانر». «بلید رانر» – اثری الهام‌گرفته از کتاب «آیا اندرویدها خواب گوسفندهای الکتریکی می‌بینند؟» (Do Androids Dream of Electric Sheep) از فیلیپ کی. دیک – به‌جرئت مهم‌ترین فیلم ژانر سایبرپانک و از تأثیرگذارترین فیلم‌های علمی-تخیلی تاریخ است که سال ۱۹۸۲ به کارگردانی ریدلی اسکات در سومین اثر سینمایی او (بعد از «دوئل‌بازها» (The Duelists) در ۱۹۷۷ و «بیگانه» (Alien) در ۱۹۷۹) به سینماها آمد. فیلم اسکات در آغاز در گیشه به موفقیت چندانی نرسید، اما به مرور مخاطبان خود را پیدا کرد. در «بلید رانر»، هریسون فورد نقش ریک دکارد را بازی می‌کند؛ پلیسی با بحران هویتی در سال ۲۰۱۹ که برای یک مأموریت آخر دوباره پا به میدان می‌گذارد و در لس‌آنجلسی باران‌زده و نئونی، به شکار رپلیکنت‌های فراری می‌رود؛ مأموریتی که انسانیت او را به چالش می‌کشد.

فیلم «بلید رانر» فراتر از کتاب منبع الهام خود، به مهم‌ترین اثر سایبرپانک دهه‌ی هشتاد تبدیل شد. از ۱۹۸۲ تاکنون، فیلم ریدلی اسکات بیشترین تأثیر را در تعریف هویت بصری دیستوپیاهای سایبرپانکی داشته است: از شهرهای فرسوده با معماری یادآور هنگ‌کنگ، تا چراغ‌های رنگارنگ نئونی و تکنولوژی‌هایی که همزمان که آینده‌نگرانه‌اند، قدیمی به نظر می‌رسند.

سریال «بلید رانر ۲۰۹۹» چطور به فیلم‌ها ارتباط پیدا می‌کند؟ از زبان خالق سریال

میراث «بلید رانر» از ۱۹۸۲ تاکنون در فیلم و سریال‌های بسیاری ماندگار شده است؛ از «روبوکاپ» (RoboCop) و «تتسوئو: مرد آهنین» (Tetsuo: The Iron Man)، تا «جانی نمانیک» (Johnny Mnemonic) و «روزهای غریب» (Strange Days) روی پرده‌ی سینما، تا سریال‌های چون «کربن تغییریافته» (Altered Carbon) و «عشق، مرگ و ربات‌ها» (Love, Death & Robots). دنی ویلنوو، کارگردانی که این روزها بیش از همه با فیلم‌های «تلماسه» (Dune) خود شناخته می‌شود، سال ۲۰۱۷ دنباله‌ی خود بر فیلم ریدلی اسکات را تحت عنوان «بلید رانر ۲۰۴۹» (Blade Runner 2049) و با بازی رایان گاسلینگ (و حضور کوتاه هریسون فورد در نقش ریک دکارد آشنا) به سینماها آورد. فیلم ویلنوو هم مثل فیلم اصلی در گیشه به موفقیت نرسید. اما این موضوع از محبوبیت فرنجایز نکاست. تا جایی که امسال سریال اقتباسی تازه‌ای از آمازون ام‌جی‌ام (Amazon MGM Studios) خواهیم داشت که دنیای «بلید رانر» را به تلویزیون می‌آورد.

سریال «بلید رانر ۲۰۹۹» (Blade Runner 2099)، که پنج سالی از اولین اخبار از ساخت آن می‌گذرد، قرار است بینندگان را برای اولین بار در قالب سریالی تلویزیونی به دنیای سایبرپانک آشنای «بلید رانر» ببرد؛ دنیایی که از دو فیلم اسکات و ویلنوو الهام می‌گیرد، اما از منبع اصلی، یعنی کتاب دیک هم غافل نبوده است.

این سریال به پشتوانه‌ی شورانر آن، سیلکا لوئیزا و با بازیگری میشل یئو و هانتر شیفر، قرار است ۲۵ نوامبر امسال (۴ آذر ۱۴۰۵) منتشر شود. همانطور که از عنوان سریال برمی‌آید، داستان «بلید رانر ۲۰۹۹» پنجاه سال بعد از وقایع فیلم «بلید رانر ۲۰۴۹» اتفاق می‌افتد؛ زمانی که رپلیکنت‌ها شاهی می‌کنند و بشریت در تقابل با آن‌ها شکست خورده است. قهرمان اصلی، کورا (هانتر شیفر)، برای فرار از سرنوشت خود، هویت یک بلید رانر را اتخاذ می‌کند و مجبور است با اولون (میشل یئو) همکار شود. اولون یک رپلیکنت است که روزهای آخر عمر خود را می‌گذراند و در این آخرین روزها، می‌خواهد مأموریتی خطیر را به پایان برساند که حقیقتی را آشکار خواهد کرد که می‌تواند ساختار شکننده‌ی شهرآشوبشان را فروبریزد. سریال «بلید رانر ۲۰۹۹» تنها هشت اپیزود خواهد داشت و طبق گفته‌ی شورانر سریال، داستان آن در یک فصل تمام می‌شود. پس لازم نیست نگران ناتمام ماندن داستان یا اخبار تمدید آن برای فصل‌های بعدی باشید.

میراث ادامه‌دار ژانر سایبرپانک در ژاپن

انیمه سایبرپانک «شبح درون پوسته»

همزمان که «بلید رانر» سال ۱۹۸۲ در ایالات متحده سردمدار ژانر سایبرپانک بود، در ژاپن مانگای «آکیرا» (Akira) منتشر شد؛ مانگایی با اقتباس انیمه‌ای حتی معروف‌تر در سال ۱۹۸۸ که عناصر سایبرپانک را در رسانه‌ی متفاوتی به تصویر کشید. تأثیرگذاری «بلید رانر» و «آکیرا» در ژاپن تا سال‌ها بعد بر انیمه‌هایی چون «انجل کاپ» (Angel Cop)، «بتل انجل» (Battle Angel)، «تجربیات سریالی لین» (Serial Experiments Lain) و «ارگو پروکسی» (Ergo Proxy) دیده می‌شود. اما مهم‌ترین نام بین این‌ها، «شبح درون پوسته» (Ghost in the Shell) به کارگردانی مامورو اوشی است که سال ۱۹۹۵، تعاریفمان از یک فیلم انیمه‌ای را دگرگون کرد. «شبح درون پوسته» خود برگرفته از مانگایی به همین نام است که بین ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰ منتشر می‌شد.

۷ دلیل که ثابت می‌کند انیمه‌ی «شبح درون پوسته» یک شاهکار است

اما فیلم اوشی از مانگا فراتر رفت و اقتباسی شخصی‌تر، فلسفی‌تر و معنوی‌تر از منبع اصلی ارائه داد؛ ویژگی‌هایی که در دنباله‌ی فیلم، «شبح درون پوسته: معصومیت» Ghost in the Shell 2: Innocence، به اوج می‌رسند. پس از ۱۹۹۵، فرنچایز «شبح درون پوسته» در دنیای ویدیوگیم و انیمه ادامه پیدا کرد. حتی بازسازی هالیوودی از فیلم اصلی این بار با بازی اسکارلت جوهانسون در سال ۲۰۱۷ به سینماها آمد که بهتر است نادیده‌اش بگیرید. با این حال، افتضاح روپرت ساندرز (کارگردان) با بازسازی «شبح درون پوسته»، به مرگ فرنچایز منجر نشد. همانطور که گفتیم، امسال سال سایبرپانک است و نمی‌توان بدون ذکر «شبح درون پوسته» از سایبرپانک حرف زد. استودیو «ساینس سارو» (Science Saru) – سازنده‌ی انیمه‌هایی چون «اسکات پیلگریم اوج می‌گیرد» (Scott Pilgrim Takes Off) و «دان دا دان» (Dandadan) – امسال با اقتباسی درست و درمان مانگای ۱۹۸۹ ماسومونه شیرو را به تلویزیون آورده است؛ آن هم با وفاداری کامل به مانگای اصلی؛ چه از نظر بصری و چه محتوایی.

انیمه‌ی تازه‌ی «شبح درون پوسته» زیبایی‌شناسی غنی اما ایستای فیلم اوشی را با انرژی پرجنب و جوش و رنگارنگ برگرفته از مانگای اصلی جایگزین می‌کند و به جای پرداختن به سؤالات متافیزیکی موتوکو کوساناگی و تأملات فلسفی او مثل فیلم ۱۹۹۵، بیشتر به اضطراب‌های مدرن درباره‌ی هویت، مالکیت و کنترل سیستمی سرمایه‌داری مبتنی بر داده می‌پردازد. طراحی کاراکترها هم، که حاصل هنر شوهی هاندا هستند، بیشتر به طراحی آن‌ها در مانگا شبیه‌اند.

«نورومنسر»، نقطه عطفی در تاریخ سایبرپانک

سریال «نورومنسر»

المان‌های سایبرپانک در عناوینی چون «آیا اندرویدها خواب گوسفندهای الکتریکی می‌بینند؟» از فیلیپ کی. دیک از اواخر دهه‌ی ۶۰ میلادی و رمان «نمایشگاه قساوت» (The Atrocity Exhibition) جی. جی. بالارد در اوایل دهه‌ی ۷۰ دیده می‌شود. اما رمانی که اغلب آن را نقطه عطفی در تعریف ژانر سایبرپانک می‌دانند، «نورومنسر» (Neuromancer) از ویلیام گیبسون است که سال ۱۹۸۴ منتشر و آغازگر سه‌گانه‌ی «اسپراول» (Sprawl) از گیبسون، شامل «کاونت زیرو» (Count Zero)، «مونا لیزا اوردرایو» (Mona Lisa Overdrive) و «برنینگ کروم» (Burning Chrome) بود.

بسیاری «نورومنسر» را به دلیل نقشی که در تعریف عناصر کلیدی سایبرپانک ایفا کرده، مهم‌ترین اثر ادبی در این ژانر می‌دانند. با اینکه از دهه‌ی ۸۰ میلادی به بعد، ادبیات سایبرپانک رونق بی‌سابقه‌ای گرفت و حتی پایش به کمیک و مانگا باز شد، «نورومنسر» از رمان‌هایی است که اساسا هویت و مفاهیم بنیادین این زیرژانر را تعریف کرد. الفاظ مصطلح در دنیای سایبرپانک مانند «فضای مجازی» (cyberspace)، «جکینگ» (jacking in)، «اسپراول» و «ماتریکس» (matrix) برای اولین بار توسط ویلیام گیبسون در «نورومنسر» معرفی شدند که منبع الهامی بزرگی برای فیلم‌های سایبرپانکی بودند که سال‌های بعد آمدند و حتماً خودتان می‌توانید حدس بزنید کدام‌ها.

باتوجه به اهمیت «نورومنسر» در تاریخ ادبیات و سینمای سایبرپانک – که در زمان انتشار جوایز هوگو، نبولا و فیلیپ کی. دیک را از آن خود کرد – طی سال‌ها تلاش‌های زیادی برای اقتباس آن برای پرده‌ی سینما و تلویزیون انجام شده. اما هیچکدام به سرانجام نرسیده، که نشان می‌دهد اقتباس از این رمان علمی-تخیلیِ محوری کار آسانی نیست. حتی برخی اقتباس از «نورومنسر» را غیرممکن توصیف کرده‌اند. ناگفته نماند که بسیاری از ایده‌ها و مضامین اقتباس‌شده از «نورومنسر» از زمان انتشار رمان در سال ۱۹۸۴، بارها و بارها بر پرده‌ی سینما یا در صفحه‌ی تلویزیون به تصویر کشیده شده‌اند. اما حالا نوبت به خود «نورومنسر» رسیده است تا رنگ یک اقتباس درست و درمان را به خود ببیند.

بهترین سریال‌های سایبرپانک؛ از «وست ورلد» تا «آقای ربات»

اپل‌تی‌وی بالاخره امسال با سریالی ده قسمتی سراغ دنیای «نورمونسر» ویلیام گیبسون آمده است. این اقتباس، که ساخت آن در اوایل سال ۲۰۲۴ چراغ سبز گرفت، اواخر امسال میلادی منتشر خواهد شد. طبق آنچه اپل‌تی‌وی اعلام کرده، سریال «نورومنسر» داستان یک هکر بسیار حرفه‌ای با گذشته‌ای مرموز به نام کِیس (که نقش او را کالوم ترنر بازی خواهد کرد) را دنبال می‌کند که به همراه شریکش، یک آدمکش حرفه‌ای با چشمان آینه‌ای به نام مالی (با بازی بریانا میلدتون)، وارد شبکه‌ای از جاسوسی دیجیتال و جرایم پرخطر می‌شود که هدفش سرقت از یک شرکت بزرگ با اسرار ناگفته است.

شورانر سریال، گراهام رونالد (که روی سریال‌هایی چون «فرینج» (Fringe) و «جک رایان» (Jack Ryan) کار کرده)، درباره‌ی اقتباس «نورومنسر» برای صفحه‌ی تلویزیون آن هم در زمانی که فضای مجازی و هوش مصنوعی به واقعیت‌های روزمره‌امان تبدیل شده‌اند، گفته است: «چهل و دو سال پیش، این کتاب حس یک داستان علمی-تخیلی ناب را داشت. و می‌دانید، معروف است که گیبسون اصطلاح «فضای مجازی» را برای توصیف دنیای دیجیتالی ابداع کرد که در آن کاراکترهای کتاب برای فرار و تعامل به آنجا می‌روند، و او همه‌ی این کارها را قبل از اینکه اینترنت وجود داشته باشد انجام داد. او از تقابل هوش مصنوعی و هوش انسانی قبل از وجود هوش مصنوعی نوشت. اکنون ۴۲ سال بعد، در دنیایی زندگی می‌کنیم که این چیزها بخشی از زندگی روزمره‌ی همه ما هستند، بنابراین به نظر می‌رسد زمان مناسبی برای ما باشد که متن را دوباره بررسی کنیم و آن را از زاویه‌ی جدیدی ببینیم.»

با عناوینی چون «شبح درون پوسته»، «سایبرپانک: اج رانرز»، «بلید رانر ۲۰۹۹» و «نورومنسر»، امسال بهترین فرنچایزهای سایبرپانک به تلویزیون آمده‌اند. پس اگر از طرفداران پروپاقرص ژانر علمی-تخیلی هستید، از این عناوین غفلت نکنید. فعلا پخش انیمه «شبح درون پوسته» آغاز شده و چیزی هم به انتشار «بلید رانر ۲۰۹۹» و فصل دوم «سایبرپانک: اج رانرز» نمانده است. ژانویه‌ی ۲۰۲۷ (بهمن ۱۴۰۵) هم می‌توانید منتظر تماشای اقتباس «نورومنسر» باشید.

منبع: پامپا

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا