نقد و بررسی فیلم «سلاح عریان» (The Naked Gun)؛ کمدی کهنهاش خوب است!

در دورانی که ژانر کمدی از نوعی فلج فرهنگی رنج میبرد و اکثر آثار از ترس اینکه به کسی توهین نکنند، خنثی و منفعل شدهاند و کسی را نمیخندانند، «سلاح عریان» از معدود فیلمهایی است که با جسارت وارد میدان میشود و نه تنها سبک اسلپاستیکِ دوستداشتنی دهه 80 میلادی را احیا میکند، بلکه با تابوهای مضحکی که در سالهای اخیر هالیوود را به زانو درآوردهاند (شوخی با هرچیزی کنسل است، جز مردان سفیدپوست دگرجنسگرا) هم میجنگد. نقد فیلم «سلاح عریان» (The Naked Gun) را در این مطلب میخوانید.
هشدار! در نقد فیلم «سلاح عریان» خطر لو رفتن داستان وجود دارد.
نقد فیلم «سلاح عریان»؛ کمدی زنده است
در نسخهی جدید، لیام نیسون، ستارهی خونسرد اکشنهای جدی -اما درجهدو- اواخر دهه 2000 و اوایل دهه 2010، در نقش فرانک دربین جونیور، همان کاری را میکند که لسلی نیلسن چهل سال قبل از او انجام داد: تزریق جدیت محض به جهانی پوچ و بیمنطق. و طنز فیلم هم از همین تناقض زاده میشود؛ طنزی که شاید از جنبهی فرمی، منسوخ به نظر برسد و اگر دو دههی قبل بود، احتمالا به آن پشت میکردیم؛ همان روزهایی که با آثاری همچون «فیلم فاجعه»، «ملاقات با اسپارتیها» و «فیلم ابرقهرمان» به ابتذال کشیده شد.
اما اکنون، در فضایی که کمدی جریان اصلی آمریکا تقریبا بیخاصیت و بیاثر شده، همین بازگشت به الگوهای کهنه، حس خوشایندی ایجاد میکند که مدتها تجربه نکرده بودیم. برای کسانی که از کمدیهای بیمزه و متوحش دههی اخیر -که میان شوخیهای سطحی کودکانه و توجه ویژه به حساسیتهای فرهنگی در رفتوآمدند- مایوس شدهاند، تماشای «سلاح عریان» خاطرات خوبی را زنده میکند.

فیلم شروع مضحکی دارد، در واقع آنقدر مضحک که تکلیفتان را سریع مشخص کند: اینجا خبری از واقعگرایانه یا منطق نیست. در حین یک سرقت بانک، دختربچهای وارد بانک میشود و سپس ماسکش را به سبک «ماموریت غیرممکن» برمیدارد و میبینیم که فرانک دربین است! بعد به سبک «جان ویک»، دزدها را یکی پس از دیگری از پای درمیآورد. او که پسرِ فرانک دربین افسانهای است، مانند پدر، هوش اجتماعی پایینی دارد، دستوپاچلفتی است و ناشی، اما به شکل عجیبی، در حلوفصل پروندههای جنایی استعداد دارد.
فیلم مبتنی بر همان ساختاری است که جیم آبراهامز و برادران زاکر در دههی 80 میلادی برای «هواپیما!» و «فوق سری!» طراحی کردند اما اکویا شوفر (کارگردان)، یک لایهی مدرن و متفاوت هم به این فرمولها اضافه میکند که در آن آثار غایب بود؛ یعنی مواجههی دربین با عصر دیجیتال. فرانک، مانند پدرش، پلیسی کهنهکار است که میخواهد کارها را به سبک قدیم انجام دهد و حالا با هوش مصنوعی، سیستمهای نظارت تصویری، دوربین لباس، ماشینهای خودران و… روبهرو شده است. فرانک در این جهان پیشرفته، همانقدر ناتوان و ناآگاه است که پدرش چند دههی قبل در برابر دربهای اتوماتیک و آسانسور بود، اما اینجا به درونمایهی فیلم تبدیل میشود: تقابل انسان کلاسیک با جهان مدرن. اکویا شوفر سعی میکند این تضاد را به شکل بصری هم به تصویر بکشد. لوکیشنها و لباسهای کاراکترها، کلاسیک هستند اما عناصر مدرن -و حتی گاهی آیندهنگرانه- هم به آنها اضافه شده است.
فرانک در مسیر تحقیقاتش با بث دونپورت (پاملا اندرسون) آشنا میشود؛ زنی مرموز که برادرش به شکلی مشکوک خودکشی کرده. بث معتقد است که ریچارد کین (دنی هوستون)، یک میلیاردر حوزهی تکنولوژی، پشت ماجراست. داستان، که بهقول خود فیلم، فقط بهانهای برای شوخیهاست (P.l.o.t. device)، فرانک و بث را به دل یک توطئهی عجیب میبرد: کین قصد دارد با استفاده از یک سیگنال خاص، گوشیهای هوشمند مردم را به ابزاری برای ایجاد آشوب تبدیل کند تا ضعیفترها کشته شوند و جهان تازهای شکل بگیرد. این ایده که به «کینگزمن: سرویس مخفی» هم بیشباهت نیست، به شوفر اجازه میدهد تا کمدی اسلپاستیک و شوخیهای فیزیکی را به افراطیترین شکل ممکن عرضه کند؛ چیزی که این روزها در کمتر فیلمی مشاهده میکنیم. اینکه لیام نیسون 73 ساله را در حال انجام حرکات عجیب ببینیم هم فینفسه بامزه است.

شوفر که طرفداران «اساِنال» و «لونلی آیلند» به خوبی با او آشنایی دارد، همواره نشان داده که درک عمیقی از مفهوم پارودی دارد. او هرگز آنطور که باید دیده نشد، اما نمیتوان آثاری همچون «هات راد» را تماشا کرد و استعدادهای او در خلق طنز نامتعارف را نادیده گرفت. البته او در «سلاح برهنه» سعی نمیکند که مجموعه را بازتعریف کند یا میراث آن را نادیده بگیرد، اما هر جا که فرصت را مناسب دید، با دیالوگها و ارجاعات به فرهنگ عامه، چاشنی خودش را به این معجون اضافه میکند.
«سلاح عریان» با اینکه میتواند برای مخاطبان ناآشنا -با نسخههای اصلی- هم جذاب باشد اما در حقیقت، فیلمی قدیمی است برای قدیمیها. نسل زد و کسانی که عاشق کاتهای سریع و نماهای کوتاه و شوخیهای اینترنتی هستند، احتمالا با فیلم ارتباط خوبی برقرار نخواهند کرد. فیلم به وضوح مخاطب هدف مشخصی دارد، کسانی که دلتنگ کمدیهای اسلپاستیک و مسخرهی دههی 80 میلادی هستند، آثاری که خودشان را جدی نمیگرفتند، نسبت به پوچی محتوای خود واقف بودند اما هرگز به درجهی سخیف یا سطحی تنزل پیدا نمیکردند.
البته اگر فیلم را سطحی و سخیف توصیف کنید هم پُربیراه نگفتهاید، به هر حال، این فیلمی است که قهرمان قصهاش در تعقیبوگریز نهایی، پای یک جغد را میگیرد و به آسمان میرود! اما شاید نکته همین باشد، فیلمی که آگاهانه میخواهد سورئال و دیوانهوار باشد و هیچ مرز مشخصی هم ندارد. البته قبلا هم گفتهام که آزادی لزوما به نتیجهی مثبتی ختم نمیشود. ضمن اینکه هیچ فیلمساز و هنرمند موفقی نباید با محدودیت روبهرو شود و همیشه باید اجازه داشته باشد تا اثر دلخواهش را بسازد؛ اما این بدان معنا نیست که محصول نهایی همیشه ارزش تماشا دارد و ساختارشکنی به خودی خود تاثیرگذار نیست. «سلاح عریان» اما اثر قابل قبولی است، بیشتر به این دلیل که رسالت مشخصی دارد (تکیه بر آنچه که قبلا بود) و تا حد زیادی از هجو دوری میکند تا شعاری، سیاسی یا انتقادی نشود. فیلم صرفا میخواهد ما را سرگرم کند و این کار را هم به بهترین شکل انجام میدهد.
نکات مثبت نکات منفی
«سلاح عریان» بازگشتی موفق به قلمروی کمدی ابزورد است؛ فیلمی که زوایای تازهای از لیام نیسون را به ما نشان میدهد و البته میتواند مسیر را با تولید آثار مشابه هموار کند. «سلاح عریان» بیانیهای است علیه کمدیهای بیرمق. شاید همهی شوخیهایش به هدف نخورد و گاهی هم پرت و پلای محض باشد اما آن را برای جسارتش باید تحسین کرد.
شناسنامه فیلم «سلاح عریان» (The Naked Gun)
کارگردان: اکویا شوفر
نویسنده: دن گرگور، داگ مند ،آکیوا شفر
بازیگران: لیام نیسون، پاملا اندرسون، پال والتر هاوزر، کوین دورند، دنی هوستون، لیزا کوشی، کودی رودز
محصول: ۲۰۲۵، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.8 از 10
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 88٪
خلاصه داستان: فرانک دربین جونیور (لیام نیسون)، پلیس دستوپاچلفتی و کاریزماتیکی است که همیشه سعی دارد کارها را به سبک خودش انجام دهد. او پس از خنثیسازی یک عملایت سرقت بانک، خود را در مخمصهای بزرگ میبیند و در مقابل یک میلیارد شرور به نام ریچارد کین قرار میگیرد که میخواهد جهان را به آشوب بکشاند.
نقد فیلم «سلاح عریان» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع پامپا نیست.
منبع: پامپا





